روشنفکر کسی است که برای"اندیشه وفکر زندگی میکند و دلبستگی او به زندگی فکری شباهت

 بسیاری به دلبستگی مذهبی دارد."

با توجه به تعاریف بالا مطالب را در چند مورد خلاصه می کنیم:

1-الف) باید گفت که دیدگاه روشنفکران در کل دارای دو بعد است:1-آزادی خواهی  2-عدالت خواهی

ب) خصوصیات روشنفکران عبارتند از:1-عقل گرایی ۲–نوگرایی3-برابری خواهی ۴-آزادی خواهی

ج) خاستگاه روشنفکران عبارتند از:

ایدوئولوژی: اغلب روشنفکران در مکاتب فکری یا ایدوئولوژی های مختلف، پرورش یافته و

 ظاهر میشوند ولی روشنفکر به معنای واقعی امروزه نباید متعلق و وابسته به یک چارچوب

 ایدوئولوژی باشد.

طبقه:غالباً خاستگاه طبقاتی روشنفکران، متوسط سازی جامعه از لحاظ طبقاتی است به همین علت

آنها همیشه مخالف طبقه بالا و پشتیبان طبقه پایین هستند تا نابرابری های طبقاتی را از میان برداشته

 و جامعه را از لحاظ طبقاتی یکسان یا طبقه متوسط را را به حداکثر برسانند.چون می دانند

که استقرار دموکراسی در جامعه ای میسر است که درصد بالایی آن را طبقه متوسط تشکیل می دهد.

حوزه علمی:از لحاظ خاستگاه حوزه علمی،اغلب محققین معتقدند که روشنفکران در عمل از

 دانشگاه و مراکز علمی برخاسته اند.چون خیلی کمتر در قید و بند چارچوب های سیاسی،دینی ویا

 اداری هستند ودر نقد جامعه وسنت های موجود،تواناتر هستند.بعضی معتقدند که روحانیون و

 نظامیان و بسیاری از اداری ها نمی توانند روشنفکر باشند چون در قید وبند یک سری اصول و

قوائد موجود در حوزه کاری خود می باشند که اجازه انتقاد،نسبت به اصول و ارزش های آن جامعه

یا سیستم را به آنها نمی دهد.

حال ،مبحث دوم نیز روشن شد و به پاسخ سئوال اصلی می پردازیم.متاسفانه ملت کُرد به این علت که

 هیچ وقت دارای یک حکومت مستقل نبوده است تا آن حکومت در جهت پیشبرد فرهنگ جامعه مانند

 تمامی جوامع دیگر اقدام نماید وبه تقویت پایه های علمی وفکری جامعه با استفاده از افکار و اندیشه

 نخبگان وعلمای خود بپردازد،هیچ وقت نتوانسته است پا به پای جوامع مشابه خود در هیچ زمینه ای

 پیش برود.این ملت چون همیشه اسیر پنجه حکومت های مستبد و دیکتاتوربوده تمام تلاش این

 حکومت های جابر نیز بر کشتار وسرکوب مردمان این سرزمین اشغال شده،از هر راه ممکن

 استوار بوده است.این مردمان فقط مجال این را داشته اند که برای محافظت از جان و مال خود و

 حراست از آرمان ها و اهداف ملی خود دست به مبارزه و مقاومت در برابر متجاوزین بزنند و این

جنگ تحمیل شده نتیجه ای جز خرابی،کشتار و عقب مانگی برای آنها و طرف مقابل نداشته است.

همین پدیده ها باعث شده اند حتی نخبگان و عالمان اجتماعی ما نیز نتوانند یک مسیر مستقیم برای

 پیشبرد مطالعات و تحقیقات خود در نظر بگیرند یا به تشکیل انجمن ها و اتحادیه هایی دست بزنند

 که در آنجا جمع شوند وبتوانند نظرات و اندیشه و افکار خود را جهت داده و برای پیش بردن جامعه

 به سوی آگاهی و مدنیت به کار گیرند.پس این مشکلات باعث شده اند که هیچ وقت یک جنبش مستقل

 روشنفکری در جامعه کردستان ظهور نکند.ولی جریانات روشنفکری کم وبیش در گوشه و کنار

 بخش های کردستان پیدا شده اند و توانسته اند روی جامعه دوره خود تاثیراتی داشته باشند که مطابق

 با شرایط زمانی و مکانی آن وقت بوده است.اما این جریان ها نتوانست منجر به تشکیل یک جنبش

 روشنفکری قوی شود.حال به بررسی پیدایش جریانات روشنفکری می پردازیم.

برای بررسی نحوه پیدایش جریان روشنفکری کُرد ابتدا به قرن19 برمی گردیم وشدت گرفتن

 احساسات ناسیونالیستی در مناطق زیر سلطه امپراطوی عثمانی که منجر به تجزیه این امپراطوری

 به کشورهای کوچک فلسطین،عراق،سوریه و...شد.در این دوره ما شاهد ظهور 3 نوع ناسونالیسم

تهاجمی که عبارت بودند از:ناسیونالیسم ترک،ناسیونالیسم عرب و ناسیونالیسم ایرانی(بر عکس

ناسیونالیسم کُرد که تدافعی بود)هستیم که هر یک از این ناسیونالیسم ها در پی مستحکم تر کردن

 پایه های قدرت خود و در انحصار گرفتن قدرت،دست به اقداماتی وحشیانه برای سرکوب ملت های

 تحت سلطه و ذوب کردن آنها در فرهنگ غالب زدند.ملت کُرد از لحاظ جمعیت و وسعت سرزمینی

 یکی از بزرگترین ملت هایی بود که در قلمرو مورد حاکمیت این حکومت ها تقسیم شده و از تمام

 حقوق ذاتی خود بی نصیب شده بود.اما این عملکرد وحشیانه باعث بروز واکنش هایی از جانب این

ملت مظلوم برای دست یابی به حقوق خود و دفع فتنه دشمن گردید.این واکنش ها به شکل های مختلفی

 که مبارزه مسلحانه نمونه آن بود،نمود یافتند.در همین اثنا کسانی وجود داشتند که نسبت به توده

 اجتماع از آگاهی های بیشتری پیرامون اوضاع جهان و منطقه برخوردار بودند و ظلم وستمی را

که منجر به پایمال شدن حقوق ملتشان شده بود بهتر احساس می کردند.این گروه افراد،برای روشن

کردن جامعه از حقوق ملی خود و دعوت آنها به صفوف مبارزه،به تحریک احساسات ملی پرداخته

 تا شاید بتوانند به آرزو های خود که احقاق حقوق ملت بود برسند،این افراد برای انتشار وبیان

عقاید و افکار خود از ابزارهای رایج و مرسوم در آن دوره همچون شعر وداستان و...و حتی

سخنرانی استفاده می کردند.نکته قابل توجه این است که اندیشه و عقاید این گروه بیشتر

رنگ و بوی ناسیونالیستی داشت.پس باید گفت که ناسیونالیسم اولیه در شکل گیری افکار و عقاید

این گروه که به عنوان روشنفکران جامعه محسوب می شدند.نقش موثر و مفیدی داشت.این روند تا

 اوایل قرن 20 ادامه پیدا کرد و در این سده باعث پیدایش 4 مدل روشنفکری در کردستان شد.

مدل اول بعد از جنگ جهانی اول و با گفتار نویسندگان،شعرا و داستان سرایانی همچون

احمد مختار جاف،فایق بیکه س، قانع، زیوه ر، پیرمرد و جمیل سائب شروع می شود.این گروه از

 روشنفکران با دیدی انتقای-اجتماعی وارد میدان شده و در رابطه ای انتقادی با جامعه و مسائل

 آن روزگار برقرار می سازند.سرشت و وجود این نوع انتقاد را ساده گویی،نصیحت  وپند واندرز

 تشکیل می دادند وتنها ابزار آنان نیز برای بیان عقاید،نظرات  انتقادات خود،شعر،داستان،و

روزنامه نگاری ساده بوده است پس در این دوره تحقیقات و انتقادات اجتماعی بر پایه اصول فلسفی،

سیاسی اجتماعی و فرهنگ نبوده است.ویژگی های اولیه این گفتار روشنفکری،ترکیبی از انتقاد

اجتماعی،آرمان گرایی(آرزو های تاریخی  وامید به پیشرفت) ومراحل اولیه ناسیونالیسم بوده است.

پیدایش این مرحله از روشنفکران را می توان در کسب آگاهی هایی که این گروه در مجالس درس،

مساجد و حجره ها که توسط روحانیون دینی اداره می شدند همراه با آگاهی هایی که آنها از مسائل و

 رویدادهای جهان آن روز کسب می کردند،جستجو کرد.یعنی تحولات سیاسی که در آن دوره در

خاور میانه در حال شکل گیری بودند(مبارزه ملت ها برای کسب استقلال)بر آنها نیز تاثیر گذاشت

که برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت مردم را آگاه سازند.نمونه این گفتار را می توان در

 آثار کسانی همچون"پیرمرد"مشاهده کرد.هم چنین در بسیاری از آثار این دوره ازاشعارونوشته های

"حاجی قادر کویی"که ریشه در تحولات عمیق قرن نوزدهم دارند استفاده شده است.

به طور کلی باید گفت:امید به ترقی و پیشرفت کردستان،آرزوی ایجاد تحولات بزرگ و نوگرایی در

 جامعه،از خصوصیات این گفتار روشنفکری بودند که توانست در آن دوره نقش مهمی را در نحوه

 نگاه کردن نسل جامعه آن زمان به تحولات منطقه و نقش روشنفکری ایفا نماید.این مدل

 روشنفکری را روشنفکری انتقادی-وعظی نام نهادند.

 

بقیه مقاله در بخش سوم