سیری برجریان روشنفکری در کردستان

اگربگوییم فلسفه وجودی انسان و فلسفه وجودی همه موجودات جهان در اثر وقوع سلسله ای از

 رویداد های طبیعی بوده است و پیدایش انسان نیز یک امر طبیعی باشد، اما باید گفت آگاهی و

 روشنفکری او از خود ومحیط اطراف،به مرور زمان شکل گرفته است.به عبارت دیگر اجتماعات

 انسانی قبل از پیدایش روشنگری در بین افراد آن اجتماع،صورت گرفته است.هزاران سال طول

 کشیده تا انسان ها در اثر کار کردن و تامین نیازهای خود، استفاده از اشیاء و ابزارهای اطراف

 محیط خود، پی بردن به اشتباهات خود و استفاده از تجربیات و افکار پیشین خود و...توانسته است

 به مراحل روشنگری برسد و لحظه به لحظه محصول و دستاوردهای زندگی اجتماعی و فردی خود

 را گردآوی کرده،تا به امروز رسیده است.در این گفتار می خواهیم موضوع جنبش روشنفکری و

 تاثیر آن بر جامعه کردستان را مورد بررسی قرار دهیم.برای بررسی این موضوع وچگونگی

 پیدایش آن در جامعه کُرد باید ابتدا مفهومی از روشنفکری ارائه داد و بر اساس معیار های

 روشنفکری بتوان حوزه های پیدایش این جریان را در جامعه کردستان مورد تجزیه و تحلیل

 قرار داد.برای دست یافتن به چنین امری ابتدا این سوالات را مطرح و به آنها پاسخ داده میشود.

1-روشنفکری چیست؟2 -روشنفکر کیست؟3-روشنفکری در جامعه کردستان چگونه و از کی آغاز

 شده و نقش روشنفکران در جامعه چه بوده است وچیست؟

در پاسخ به پرسش اول باید گفت که پایه واساس روشنفکری، فکر و اندیشه،زبان،آگاهی،معرفت

هنری،علمی و فلسفی است و هر انسانی می تواند با بها دادن و باور کردن استعدادهای درونی خود

و با تکیه بر اصول گفته شده، واقعیت های بیرونی محیط خود را مشاهده و مورد توجه قرار داده  و

 به آنها علم و آگاهی پیدا کند تا ازاین طریق بتواند بسیاری از واقعیت های زندگی اجتماعی را که در

 هاله ای از تاریکی های مجهول قرار گرفته اند معلوم و روشن نماید وبا دیدی آگاهانه در آنها سیر

 کند. به قول "کانت"روشنگری گذر از جهل است یعنی به در آمدن از مرحله کودکی(ناتوانی از به

 کار بردن فهم خود بون راهنمایی دیگران و اگرعلت این کودکی نه فقدان فهم، بلکه نبود عزم و

شجاعت در به کارگیری قدرت فهم ودرک، بدون راهنمایی دیگران باشد گناه آن به گردن خود

انسان است)و رسیدن به مرحله بلوغ(فکری)است.همچنین"دو تندروسه"روشنگری را پروژه ای

 می دانست که سبب تغییر بنیادی جهان بینی انسان و کل نظام اخلاقی او می گردد.او معتقد

 بود که عقل روشنگر، نه فقط سبب پیشرفت علمی می گردد،بلکه در بهبود اخلاق فردی و اخلاق

اجتماعی نیز موثر است.طرفداران این پروژه معتقدند که تنها ابزار آدمی برای بهبود و اصلاح و

 پیشرفت،عقل است و گسترش عقلِ نقاد می تواند موجب برقراری صلح و پیشرفت و رفع

 نابرابری ها وبی عدالتی های اجتماعی شود وطرح رهایی بشریت بر مبنای عقل، بارزترین

 دستاورد و محوری ترین نقطه ی تایید روشنگری بود.

در روشنگری اعتقاد بر این است که قوه عقل گره گشای تمام مشکلات حیات و مبنای اصلی

 اصلاح و بهبود است.بنابراین سیطره و ایمان به پیشرفت و رهایی و آزادی و فرد گرایی ،

اساس پروژه روشنگری است.

بعد از روشن شدن این مطلب به پاسخ سوال دوم در مورد اینکه روشنفکران چه کسانی هستند و

 چگونه این جریان متولد شد ،می پردازیم.

از لحاظ تاریخی باید گفت : روشنفکران محصول پیدایش فلسفه های مبتنی بر شک و تردید،

 نسبت به عقاید سنتی بوده اند.به این معنی،در تاریخ اروپا که جریان روشنفکران از آنجا پا به

عرصه وجود نهاد. اومانیستها از نخستین واولین گروه های روشنفکری محسوب می شوند.

پس به طور کلی باید گفت:روشنفکران در غرب محصول روند سکولاریسم و جنبش

اومانیسم ولیبرالیسم بودند.ولی باید گفت که این کلمه(روشنفکر)ابتدا در روسیه در دهه 1860 ساخته

 شد وسپس در اروپا در قرن نوزدهم گسترش یافت.روشنفکردر زبان فارسی برابر با

 انتلکتوئل(در لفظ به معنای کسانی که اهل قضاوت عقلی وسنجش گرانه در امور هستند.از

 "انتلکت"به معنای قوه عقلی)در زبان فرانسه وضع شده است."پیساروف"(نیهیلیست روس)

آن بخش از دانش آموخته گان دانشگاهی را که (شخصیتی با فکر انتقادی)هستند، و"تورگنف" ،

 "نیهیلیست ها"یعنی کسانی که همه ارزش های قرار دادی را به نام عقل وپیشرفت مورد پرسش

 قرار میدهند، انتلکتوئل می گویند.هم معنای مفهوم"روشنفکر"با مفهوم"چپ"در نظریه های کسانی

 چون"الکسی دوتوکویل" و "کارل مارکس" تاکید شده است.مارکس درمانیفست کمونیست،

روشنفکران را آن بخش از بورژوازی می شمارد که به طبقه کارگر می پیوندند تا اندیشه های خود

 را بر حسب روند پیشرفت تاریخ شکل دهند.پس این واژه معمولاً برای توصیف کسانی به کار برده

 می شود که عمدتاً به کارِ فکری می پردازند.باید گفت که تعریف های مختلفی از این واژه

(روشنفکر)عرضه شده است ولی این تعریف ها قابل بخش به 3 دسته اصلی هستند.

1-به طور کلی روشنفکران کسانی هستند که در خلق و حفظ ارزش های غایی و تغییر ناپذیر

 در زمینه حقیقت،زیبایی و عدالت نقش دارند.

2-روشنفکران مبلغان عقاید،بنیانگذاران ایدئولوژی ها ونقادان وضع موجود هستند.

3-در این تعریف از نظر جامعه شناختی،روشنفکران به عنوان قشری اجتماعی تلقی می شوند که

 درتوسعه و پیشبرد اهداف جامعه نقش دارند.بر طبق تعاریفی دیگر روشنفکران کسانی هستند که از

 چهارچوب های سنتی در هر زمینه فراتر می روند،ارزش های جدید ایجاد می کنند وبه ارزش های

 قدیم جامعه جامه ای نو می پوشانند.روشنفکران چون معمولاً وضع موجود را مورد انتقاد قرار

 می دهند"چپ گرا" تلقی می شوند.ریمون آرون معتقد است که یکی از ویژگی های اصلی روشنفکری

 تاکید بر آرمان های ترقی،آزادی وبرابری به جای مذهب، قدرت و خانواده است.به طور کلی

 مهمترین ویژگی هایی که برای روشنفکران در تعریف ها و برداشت های گوناگون عنوان شده

عبارتند از"خلق اندیشه های نو،فراتر رفتن از سنت ها وچارچوب های رایج اندیشه، نقد وضع

 موجود سیاسی،اجتماعی،عدم وابستگی به علایق طبقاتی خاص،تعقل وتفکر در امور جامعه،

سیاست و فرهنگ،پشت کردن به سنت های عامیانه،نارضایتی از هر نوع وضع موجود،شناخت

 مشکلات و تعارضات اصلی جامعه و ارائه راه حل وپیش بینی مسیر آینده،درد شناسی

 اجتماعی در "دانشمندی"به مفهوم سنتی و بدبینی وبی اعتمادی نسبت به صاحبان قدرت.

بر اساس تعاریفی که ذکر شد،روشنفکر با دانشمند(یعنی کسی که صرفاً دانش می اندوزد)تفاوت دارد

چنانچه "فیخته" می گفت:دانش روشنفکر باید برای استفاده جامعه به کار برده شود.روشنفکر باید

 مردم را با نیاز های واقعی شان و وسایل برآوردن آنها آشنا سازد.