امپراتوری ماد

    در اواخر سده ی هشتم قبل از میلاد مسیح یکی از قوم شجاع آریایی ها در سلسله جبال زاگرس روی کار آمدند و مردمان آن زمان ساکن زاگرس که عبارت بودند از گوتی ها ، لولویی ها ، کاسی ها ، هوری ها و غیره نتوانستند در مقابلشان ایستادگی کنند و سرانجام در آنها ذوب شدند .

این مردمان جدید " ماد ها " بودند ( پدر بزرگ کُردهای امروزی ) که بعد ها توانستند امپراتوری عظیمی را بنیاد گذارند .

 
ماد ها که پادشاهانشان عبارت بودند از :


1ـ دیاكو (708 تا 655 قبل از میلاد ) 53 سال حکومت .


2ـ فرُرتیش (655 تا 633 قبل از میلاد ) 22 سال حکومت.


3ـ هوخشتَر (633 تا 584 ی قبل از میلاد ) 49 سال حکومت.


4ـ آستیاگ (584 تا 550ی قبل از میلاد ) 34 سال حکومت.

کی بودند و از کجا آمده بودند ؟ چه کارهایی کردند و چطور نابود شدند ؟

 

هندواروپایی

نزدیک به 6000 – 7000 سال قبل مردمانی از دشت های شمال و غرب دریای سیاه می زیستند و صاحب زبانی مشترک بودند که بدان قبایل آریایی یا هندواروپایی گفته می شود . از این مردمان در طول زمان گونه های گوناگونی جدا شده اند و شاید بعدها برای پیدا کردن چراگاه ها و زندگی بهتر شروع به کوچ به سایر جاهای جهان کرده اند .

برخی از این قبایل به طرف غرب و بعد از صدها سال نبرد بیشتر اروپا را تسخیر کردند .

سوئدی ، آلمانی ، یونانی ، ایتالیایی ، پرتقالی و غیره بازماندگان آنان هستند .

برخی دیگر از آن قبایل به طرف مشرق حرکت کردند و در سرزمین تُرک های روسیه ی امروز
ساکن شدند و هزاران سال در آنجا زیستند سپس برخی قبایل از آنان بعد از مهاجرت از آنجا در قسمت هایی از سلسله جبال زاگرس ( کردستان امروزی ) و برخی نیز در جنوب ایران امروز ساکن شدند .برخی دیگر پس از عبور از هیمالیا به طرف هندوستان حرکت کردند و در پنجاب امروزی ساکن شدند .
از این مردمان تعداد زیادی قبیله و نژاد منشعب شدند اطراف زاگرس ماد ها و اطراف جنوب ایران نیز پارس ها . 

این جابجایی به همین سرعت که در اینجا بحث شد اتفاق نیفتاده است بلکه در طول هزاران سال اتفاق افتاده است . بر اساس آنچه گفته شد هندواروپایی ها پدربزرگ سوئدی ، آلمانی ، انگلیسی ، فرانسه ایی ، کُردها ، هندوستانی ها ، افغانی ها ، فارس ها و تعدادی ملت دیگر که امروزه صاحب زبانی مختص به خودشان هستند .

زبان کُردی زبانی مستقل و ریشه در زبان آریایی ها یا هندواروپایی ها دارد .

همسایگان مادها :

همانطور که گفتیم از هندواروپایی ها تعدادی نژاد منشعب شدند . در اواخر سده ی هشتم قبل از میلاد مسیح ،مادها در ناحیه زاگرس و پارس ها نیز در جنوب ایران امروز به شیوه قبیله ایی زندگی میکردند و حکومتی آنچنان نداشتند .

در اطراف آنان نیز تعدای نژاد و قبیله دیگر می زیستند برای مثال در اطراف دریاچه ی ارومیه مردمانی به نام سکایی ها زندگی می کردند . مدتی در غرب، امپراتوریی به نام خالدی ها وجود داشت . در غرب مادها امپراتوری عظیمی وجود داشت به اسم آشوری ها .پایتخت آنان شهر نینوا بود که به موسل ( در عراق ) نزدیک بود .
این قبیله از ابتدا سامی بوده و از ناحیه عربستان بدانجا آمده بودند و همانجا امپراتوری عظیمی را بنیاد نهاده بودند . این امپراتوری بسیار بی رحم و در عین حال بسیار قدرتمند بودند و هر زمان برای وسعت بخشیدن به منطقه خود به قبیله های همسایه خود هجوم می آورد و در طول زمان تعدادی از    امپراتوری ها و قبایل دیگر را به زیر سلطه خویش آورده بود . برای مثال امپراتوری هیتی ها را نابود کردند ، فلسطین را را تسخیر کردند ، امپراتوری هزاران ساله ی عیلامی ها را که در شرق کردستان امروز ( سرزمین بزرگ کردستان – غرب ایران امروز ) قرار داشت نابود کردند .

از شرق تا کوه دماوند و کویر لوت توسعه یافتند و بر ماد و پارس مسلط بودند . آشوری ها از تعداد زیادی ملت های دیگر

سرانه ( باج ) می گرفتند حتی از پارس ها و ماد ها .

این امپراتوری برای همه ی ملت های دیگر جای ترس و وحشت داشت .


اما...


اما بعدها  از بین قبایل آریایی قبیله ایی برای اولین بار برخاست و امپراتوریی را بنیاد نهاد و امپراتوری بزرگ آشور را برای همیشه از تاریخ پاک کرد .

نحوه بوجود آمدن این امپراتوری :

1 – دیاکو

همانطور که گفتیم مادها و پارسها که اصالتا آریایی بودند ، در اواخر قرن هشتم قبل از میلاد سر برآورده بودند وبه شیوه قبیله قبیله و جداگانه می زیستند . نزدیک به 700 سال قبل از میلاد مسیح در بین مادها فردی می زیست که نزد همه مادها احترامی مخصوص داشت . آن فرد دیاکو بود . دیاکو فردی با تدبیر ، فهمیده و در میان قبیله ایی می زیست که معتقد بود :

بین ظلم و عدالت، مبارزه ایی همیشه ایی پابرجاست


مردم که به تدبیر و اندیشمندی دیاکو آگاه بودند برای رفع مشکلات خود به او پناه می بردند . دیاکو فردی محبوب و مشهور شد بطوری که مردم از او خواستند که پادشاهشان شود . او هم که پراکندگی قبایلش باعث آزارش شده بود درخواستشان را اجابت کرد و متعهد شد ک مادها را دور هم جمع کرده و از آنان ملتی یکپارچه و متحد بسازد .

در اولین اقدام از مردم خواست که از اختلافاتشان دست بکشند و با هم متحد شوند و فرمان داد که برای خود پایتختی بسازند .  به همین دلیل اکباتان را آباد کردند . اطراف این شهر را هفت دیوار ( حصار ) در بر گرفته بود که هر حصار از دیگری بلندتر بود و محل شاه و خزانه هایش در آخرین حصار محصور شده بود . دیوارهای بیرونی بسیار شبیه دیوارهای آتن پایتخت یونان بود . رنگ آن هفت دیوار به ترتیب عبارت بودند از سفید ، سیاه ، ارغوانی ، آبی  و نارنجی . بالای دو دیوار آخری با نقره و  طلا اندود شده بودند .

شهر اکباتان را هگمتانه نیز گفته انداین شهر را امروزه همدان گویند . هنوز هم ( آثار آن شهر ) پابرجاست و همسایه استان کرمانشاه ( بر اساس تقسیمات کشوری در ایران )  در شرق سرزمین کُردستان است .                             

خبری در مورد پایتخت ماد ها :

در تاریخ  25 / 7 / 1999 ( 1378 )  خبرگزاری ایرنا خبری در مورد پایتخت مادها اعلام کرد که متن آن به شرح زیر است :

"  عملیات کاوش با هدف بازشناسی پایتخت  اولیه مادها شروع شد "


دهمین قسمت از  کاوش تپه " هگمتانه " ازمهمترین تپه های تاریخی مادها آغاز به کار کرد . " محمد رحیم صراف " مسئول و سرپرست گروه کاوش در تپه هگمتانه گفت:

 ( این گروه در فاصله 16 سال و انجام 9 قسمت کاوش از تپه هگمتانه توانسته است یکی از قدیمی ترین شهرهای تاریخی در محدوده 25 هکتاری این تپه تاریخی از زیر خاک آشکار کند )

ایشان گفتند :

( اسنادی بدست آمده که نشان دهنده وجود شهری در هگمتانه است که در آن حکومتی برپا بوده . یافتن سیستمی مخصوص بناسازی و معماری در آن شهر نشان دهنده مهارت معماران و هنرمندان ، نقشه کش ها و سایر متخصصان آن است . )

به گفته مسئولان این گروه باستان شناس :

 (  وجود موانع و استحکام سازی طبیعی و مخصوصا حصارهایی مستحکم نشان از اهمیت سوق الجیشی این شهر بزرگ در زمان خود داشته است ) . نامبرده گفته است ( پیاده رو ، خیابان و کوچه های این شهر پایتخت عرض  3.5 متر و در راستای شمال شرق به طرف جنوب غربی بنا شده اند و به فاصله 35  متری از هم ساخته شده اند )


صراف اضافه کرد:

 ( چندین مُهر ، جسد ، ظرف گِلی و خاکی ، انواع گوناگونی سکه از دوران سُلوکی ها تا دوران اسلام قسمتی از آثار بدست آمده از این تپه است و بر اساس این اسناد گُمان می رود این شهر قدیمی پایتخت ابتدایی مادها بوده باشد . تلاش می شود اسنادی یافت شود که سخنان تاریخ شناسان را که گفته می شود این شهر به دیاکوُ پادشاه مادها تعلق دارد  اثبات کند .  همچنین کشیدن نقشه شهر های تاریخی تپه هگمتانه ، فراهم آوردن موزه های اختصاصی تپه هگمتانه ، بازسازی راه ها ، ساخت کاتالوگ از کنده کاریهای شناسایی شده ، فراهم کردن نقشه تمام قسمت های کاوش شده ؛ بخشی از برنامه های آتی این گروه باستان شناس است .)  " 


دیاکوُ پادشاهی دادگر بود و توانست در زمان حیاتش حتی قبل از پارس ها دولتی برای مادها بنیاد گذارد و آنان را متحد کند و بنیانگذار امپراتوری ماد لقب گیرد که این امپراتوری بعدها از جانب پسرانش قویتر و وسیع تر شد . دیاکوُ بعد از 53 سال حکومت ، در سال 655 قبل از میلاد مسیح دیده از جهان فرو بست و حکومت به پسرش " فروتیش " رسید .

                         


2    - فروتیش

فروتیش بعد از دیاکو حکومت را به مدت 22 سال مابین سال های 633 تا 655 در دست گرفت . به هنگام  به تخت نشستن فروتیش قبیله سکایی ها که افرادی جنگ طلب و جنگاور بودند در اطراف دریاچه ارومیه و پارس ها هم در جنوب زندگی می کردند .

فروتیش در هر زمانی قصد توسعه مرزهای امپراتوری مادها را داشت. اینچنین بود که به پارس ها هجوم آورد و قلمرو آنان را تسخیر و حکومت مادها را گسترش داد . اما او در اندیشه حمله به امپراتوری آشور بود تا ظلم و ستم آنان را پایان دهد و ملتهایی را که مجبور به باج دهی به آنان بودند رها سازد .

فروتیش سپاه عظیمی را گرد آورد و به طرف نینوا پایتخت آشوری ها به حرکت افتاد . این خبر به آشوریها رسید ، آنان از جلو و سکایی ها هم که با آشوریها هم پیمان بودند از پشت به سپاه فروتیش حمله بردند . جنگی طولانی در گرفت و فروتیش در یکی از آن جنگ ها در سال 633 قبل از میلاد کشته شد و حکومت ماد رو به زوال رفت ، سکایی ها نیز از فرصت استفاده کرده و به غارت مادها پرداختند . آنان نزذیک به 28 سال به این غارت و کشتار ادامه دادند .

3-هوخشتر (سیاگزار)


پس از کشته شدند فروتیش پسرش به اسم هوخشتر به حکومت رسید . آشکار است که او با سکایی ها مشکلات فراوانی داشته است . هوخشتر رهبر و حکومتداری بی نظیر بود .  
او برای آنکه بتواند از پس سپاهیان دشمن برآید ، سپاهی عظیم را گرد آورد و متخصصانه آنان را تربیت کرد . سپاهی از سوارکار و پیاده نظام . سوارکارانش با سوارکاران آشور برابری می کردند و پیاده نظامش نیز در تیراندازی بی نظر و به تیرکمان و نیزه مجهز بودند .


به دلیل آنکه سرزمین مادها از نظر طبیعی برای پرورش اسب محل مناسبی بود مادها در سوارکاری و تیراندازی مهارت داشتند. هوخشتر توانست جنگاورانی شجاع و نترس تربیت کند بطوری که از هیچ چیزی هراسی به دل راه ندهند .


به کمک همچنین نیروی شکست ناپذیری توانست سکایی ها را که مدتی بود در سرزمین مادها جولان می دادند درهم شکند و از آنجا بیرونشان کند . بدین گونه انتقام پدرش و سرزمین به غارت رفته اش را بگیرد .

پس از آن با ( نبوپُلاسار )شاه بابل که قبلا با کمک مادها به استقلال رسیده بودند متحد شد و با سپاهی بسیار عظیم به آشوری ها و پایتخشان نینوا  در 612 قبل از میلاد هجوم آورد. ساراکوس ( سنا خریب ) که پس از مرگ ( آشور پنیبال ) پادشاه آشور شده بود ، وقتی دید توان مقابله ندارد خود و خانواده اش را در آتشی خودخواسته سوزاند و چراغ امپراتوری هزار ساله آشور خاموش گشت .

در زمان هوخشتر سرزمین ماد بسیار توسعه یافت . او در سال 584 قبل از میلاد دیده از جهان فرو بست .


 

4 – آستیاگ ( اژدیهاک )

بعد از هوخشتر پسرش به نام آستیاگ قدرت را به دست گرفت که حدود 34 سال حکومت کرد . به هنگام

 حکومت وی سرزمین مادها آرام و بی سر و صدا بود . درباریان لباسهای رنگارنگ می پوشیدند و در

مراسم ویژه زنجیر و گردنبند طلایی به گردنشان می آویختند .

آستیاگ دختری داشت به نام ماندانا ، که با یکی از فرماندهان پارس در جنوب ازدواج کرده بود . او هم

بعد از مدتی صاحب پسری می شود که اسمش را کورش  می گذارند .زمانی که کورش بزرگ شد خود را

 پارسی تمام عیار می داند و تصمیم می گیرد که سرزمین ماد را تسخیر کند .

 از آنجا و اینجا سپاهی گرد آورده و همچنین با سیاست به بابلیها نزدیک می شود و از آنها می خواهد

که با هم به امپراتوری ماد حمله کنند . بابلیها که مدتها در حسرت  بدست آوردن ( هاران ) که راه رفت و

آمد بین سوریه و بابل و تحت سلطه مادها بود ؛ بودند . با پارس ها هم پیمان گشته و با هم به سرزمین

 ماد هجوم می برند . پس از جنگ های سنگین و سخت ، آستیاگ که فردی مسن و فرمانده سپاه ماد

 بود از طرف پارسها اسیر شد و آزار فراوان دید .

بدین سان قدرتمداران ماد به زیر سلطه پارس ها رفته و کورش توانست حکومت هخامنشیان را برای

نخستین بار بنا نهد .

اینگونه امپراتوری ماد در سال 550 قبل از میلاد ستاره قدرتش از درخشش باز می ایستد .

با توجه به اینکه زمان ماد ها با اکنون فاصله زمانی زیادی دارد  برخی از تاریخ شناسان روی سال چندین

 بخش از حکومت کردن مادها اختلاف نظر دارند .

 برای نمونه هردووت تاریخدان یونانی سالهای حکومتداری ماد ها را اینطور بیان می کند :

1 – دیاکو 727 تا 675 قبل از میلاد

2 – فروتیش 674 تا 653 قبل از میلاد

3 – سکایی ها و مادها 652 تا 625 قبل از میلاد

4 – هوخشتر 624 تا 585 قبل از میلاد

5 – آستیاگ 584 تا 549 قبل از میلاد



در نهایت معتقد است حکومت ماد در سال 550 قبل از میلاد پایان پذیرفته است .  

مرزهای امپراتوری ماد :

مرزهای امپراتوری ماد از شمال تا رودخانه ارس ، از جنوب تا خوزستان ، از شرق تا بلخ و از غرب نیز تا

رودخانه هالیس ( امروزه بدان قزل ایرماق گفته می شود ) بود . این منطقه  وسیع بوده و بخش مهمی از

 آسیای کوچک و حوزه های آذربایجان و کردستان و همدان و اراک و ری و دامغان و فارس و بلخ و بخشی

از خوزستان و کل مازندران را در بر میگرفت .