زبان‌ کردی یکی از زبان‌های شاخه شمال باختری زبان‌های ایرانی است که در بخشهایی از خاورمیانه‌ و یا

به طور دقیقتر در قسمت‌هایی از ایران، ترکیه‌، عراق و سوریه که‌ اصطلاحاً به بخش‌هایی از آن سرزمین

کردستان گفته‌ می‌شود به آن گفتگو می‌شود. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان،

ارمنستان و شمال خراسان یافت می‌شوند.

شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از سورانی و کرمانجی. گویش‌های کرمانشاهی، اورامانی و کلهری

زبان کردی سورانی در عراق زبان رسمی است  در حالی که‌ در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲

در ترکیه‌ محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز در ترکیه بسیار محدود

است . در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده‌ از آن وجود دارد در حالی که‌ استفاده‌ از آن در نظام

آموزشی دولتی هنوز صورت نپذيرفته است.

حدود پنجاه سال پيش، درباره يک متن قديمی بحثی علمی در گرفت . درباره‎ متن مادی در مجله مدرسه

مطالعات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن (مجلد 22 س 1959) زبان شناس معروف پروفسور ن. مكنزی

نوشته است كه منظور از زبان مادی زبان كردی است.

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان

مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد

داشت.

ولی تاکنون متاسفانه به علت عدم کاوش در مناطق غرب ايران از مادها حتی یک اثر مستند در دست

نیست.

 طبقه بندی :

 گویش‌ها و لهجه‌ها

زبان‌ کردی‌ به سه گروه بخش می‌شود:

گروه کرمانجی

گروه زازا_گوران

گروه گویش‌های جنوبی

1. گروه کرمانجی نیز خود به دو گویش عمده بخش می‌شود:

 

گویش کرمانجی شمالی یا اصطلاحا همان کرمانجی (Kurmancî)

گویش کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی (Soranî)

2. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش می‌شوند:

 

گویش‌ اورامی (Hewramî)

گویش گورانی (Goranî)

گویش زازا (Zaza)

3. گروه گویش‌های جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، هستند.

 

در این میان در کتابها، روزنامه‌ها، مجله‌ها و نیز در پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی از کرمانجی در مناطق شمالی و سورانی در مناطق جنوبی استفاده می‌شود

 

                           _____کرمانجی (شمالی)

                          |

              _کرمانجی___  |

             |            |_____سورانی (میانی)       

کردی________ |

             |             ______زازاکی  

             |            |

             |_زازا-گورانی|_____ اورامانی            

             |            |

             |            |______گورانی

             |           

             |             _____کلهری 

             |            |

             |_گویش جنوبی

: مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

کردی، اوستایی، فارسی، سانسکریت ،انگلیسی، زبان آلمانی ،لاتین

کردی

اوستایی

فارسی

سانسکریت

انگلیسی

زبان آلمانی

لاتین

ez

azəm

من

aham

I

ich

ego

jin

janay

زن

janay-

queen

 

 

'zîndu "alive" jiyan «to live»

jī-/gay-

زنده "alive", زیستن «to live»

jīvati

 

 

vīvus "alive", vīvō "live", vīta "life"

 

mang

māh

ماه

mās-

moon, month

Mond, Monat

mēnsis "month"

 

mirdu "dead", mirdin «to die»

mar-, məša-

مرده "dead", مردن «to die»

marati, mrta-

murder

Mord "murder"

morior "die", mors "death"

 

ser

sarah

سر

śiras-

dial. harns "brain"

Gehirn "brain"

cerebrum "brain"

 

sed

satəm

صد

śatam

hundred

Hundert

centum

 

zānîm «I know» zānîn «to know»

zan-

دانم «I know», دانستن «to know»

jānāti

know

kennen

nōscō, co-gnitus -}}

 

الفباهای کردی

برای نوشتن زبان‌کردی‌ در کشورهای گوناگون خط‌های گوناگونی به کار می‌رود. زبان کردی در ترکیه و

سوریه با حروف لاتین (برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته می‌شود. کردی

سورانی و جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته می‌شود.

 

امروزه‌ تلاشهای زیادی در راستای یکی کردن الفبا و تبدیل آن به‌ لاتین در حال انجام است  

در زیر دو نمونه از الفباهای بکار رفته برای زبان‌ کردی‌ می‌آید.

 

الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود:

A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z

 زبان کردی دارای ۸ مصوت است:

 

کردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 

فارسی

آ (مثل آرام)

إ مثل (امروز)

أ (مثل اندک)

ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

ای (مثل ایلام)

أ (مثل أردک)

او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

او (مثل دوست)

 

و نیز دارای ۲۳ صامت است:

کردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 

فارسی

ب

ج

چ

د

ف

گ

ه

ژ

ک

ل

م

ن

پ

ق

ر

س

ش

ت

و (مثل ویژگی)

و (مثلwindow)

خ

ی (مثل یاور)

ز

 

الفبای کردی سورانی:

ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی ز ح گ

. واژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبان‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش

اسلام و به‌ زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه‌،

به‌ دلایل مختلف از جمله‌ کوهستانی و منزوی‌ بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از

سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله‌ عربی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری

کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه‌ با دیگر زبان‌های خاورمیانه‌ که‌ تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند

وجود دارد و البته‌ بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان می‌دهد:

انگلیسی

(فارسی وامواژه‌)

کردی

Season

فصل

Werz وه‌رز

History

تاریخ

Mêjû میژوو

North

شمال

Bakûr باکوور

Ratio

نسبت

Rêje ریژه‌

Right

حق

Maf ماف

Centre

مرکز

Nawend ناوه‌ند

Barrier

مانع

Kosp کوسپ

Corpse

جنازه‌

Term ته‌رم

Economy

اقتصاد

Abûrî ئابووری

Prose

نثر

Pexşan په‌خشان

Important

مهم

Girîng گرینگ

Opportunity

فرصت

Derfet ده‌رفه‌ت

Literature

ادبیات

Wêje ویژه‌

Election

انتخابات

Helbijardin هه‌لبژاردن

جدول زیر تعدادی از واژه‌ سره‌ (غیر وامواژه‌) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (سره‌)

کردی

Tale

داستان

Çîrok چیروک

Driving

(رانندگی

Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن

Injury

زخم

Birîn برین

Research

پژوهش

Lêkolîn لیکولین

Response

پاسخ

Welam/Bersiv وه‌لام/به‌رسڤ

Future

آینده‌

Dahatû داهاتوو

Past

گذشته‌

Rabirdû رابردوو

Value

ارزش

Bayex بایه‌خ

Earthquake

زمین‌لرزه‌

Erdhejan/Bume Lerze ئه‌ردهه‌ژیان/بوومه‌له‌رزه‌

Special

ویژه‌

Taybet تایبه‌ت

Ice

یخ

Sehol سه‌هول

Race

نژاد

Regez ره‌گه‌ز

Expert

کارشناس

Pispor پسپور

و در خاتمه‌ جدول زیر تعدادی از فعل‌های دو زبان را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی

کردی

To Forgive

بخشیدن

Lêburdin لیبوردن

To Move

حرکت کردن/ جنبیدن

Bizûtin بزووتن

To Produce

تولید کردن

Berhem hênan به‌رهه‌م هینان

To Encourage

ترغیب کردن/انگیختن

Handan هاندان

To Play

بازی کردن

Leyistin له‌یستن

To Come

آمدن

Hatin هاتن

To Go

رفتن

Çûn چوون

To Throw

پرت کردن / انداختن

Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ هه‌لدان/هاویشتن

To inform

اطلاع دادن / آگاهاندن

Rageyandin راگه‌یاندن

To Strike (As in «Labor Strike»)

اعتصاب کردن

Mangirtin مانگرتن

To Transfer

انتقال دادن

Guwastinewe گواستنه‌وه‌

To Learn

یاد گرفتن /آموختن

Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون

To Send

فرستادن

Nardin/Şandin ناردن/شاندن