علل رکود ادبیات کردی
جستاری در باب علل رکود ادبیات کُردی
مقاله ی حاضر بخشی از جستاری است در باب (ئه ده بیاتی کوردی له ئاستی جیهانیدا) که بطور خلاصه به بررسی علل رکود ادبیات کُردی می پردازد و نگاهی گذرا به چگونگی آثار ادبی کردی دارد.زبان کردی یکی از زبان های کهن مشرق زمین است که از قدمت دیرینی برخوردار است.با این نگاه اجمالی به نوعیت ادبیات جهانی ، در می یابیم که زبان فرانسه زبان ادبیات کلاسیک است و زبان آلمانی زبان فلسفه و منطق و ادبیات آمریکای لاتین خالق رئالیسم جادویی است. در مشرق زمین که آن را مهد تمدن می نامند، زبان کردی را نیز می توان زبان آیینی دانست.زبانی که توانایی آن را داشته باشد که دین را تبیین کند،بی شک از توانمندی خاصی برخوردار است.در (گاتها) که من معتقدم (گازه) هاست و به غلط گاتها نوشته شده، که شامل نیایشها و دعاهای زرتشت پیغمبر است، به خوبی تأثیر واژگان کردی را در می یابیم و اکثر تعاریف با واژگان کردی بیان شده است و یا در کتیبه های سنگی و فرمانهای دولتی به خوبی خودنمایی می کند.در آثار به جا مانده از قرن سوم مصحف رَش یا (مه سحه فه ره ش) آیین یارسان و همچنین ((که لام))، دستورات دینی و اخلاقی به زبان کردی بیان شده است و یا در همین اواخر یعنی سال 1926 به سفارش میسیونرهای خارجی ، انجیل به زبان کردی ترجمه شده که با گویش کنونی کرمانشاه چندان مغایرتی ندارد و اصولا تا زمانی که زبان ((گورانی)) که زبان آیینی و ادبی کردی بود ، ادبیات کردی نیز از توانمندی بسیار بالایی برخوردار بود. زبان گورانی زبان استاندارد کردها محسوب می شد و از شمال تا جنوب شاعران و نویسندگان و حتی مقامات آیینی با این زبان، احکام و افکار خود را منتشر می کردندزیرا برای اکثر کردها قابل درک و فهم بود.با این حال در اثر گذشت زمان و سیاست های کینه توزانه ی دشمنان، زبان کردی در انزوای مشکوک به سر می برد.در بررسی علل رکود ادبیات کردی به مواردی بر میخوریم که شاید در ظاهر بی تأثیر باشد اما واقعیت این است که نمی توان از تأثیرات آن غافل شد.
الف) تعدد گویش(فراوانی زاراوه): یکی از عوامل رکود ادبیات در زبان کردی تعدد گویش و لهجه است، به گونه ای که در خاورمیانه هیچ ملتی به اندازه ملت کُرد تعدد لهجه و گویش ندارد.با آنکه بسیاری معتقدند که این تعدد نشان از غنای فرهنگی کُرد است ، من بر این باورم که یکی از عوامل رکود ادبیات کُردی است و هیچ افتخاری ندارد که یک زبان این همه تنوع در گفتار داشته باشد.زمانی این افتخار جلوه پیدا می کند که در سایۀ یک زبان واحد و نوشتار واحد، بتواند افتخارات خود را عرضه کند.متأسفانه هنوز یک نوع نوشتار در زبان کُردی به تصویب نرسیده است به گونه ای که قسمتی از کردها با نگارش لاتین و بخشی دیگر با نگارش آرامی(فارسی- عربی) می نویسند و تلاش برای زبان استاندارد یا (زووانی یه کگرتوو) نتوانسته به موفقیتهای چشمگیری برسد، در حالی که بیش از 60 درصد واژگان کردی از نظر تلفظ و معنی مشترک هستند.با این حال خود نویسندگان کُرد ، دست به تقسیمات گوناگونی از نظر زبان شناسی زده اند که ضمن آنکه درست می باشد در عین حال باعث افتراق و جدایی شده است. در تقسیمات زبان شناسی ، زبان کردی در سه محور اصلی دسته بندی شده که عبارت است از :
1) باکوور(شمالی)
2) باشور(جنوبی)
3) روژهه لات(کُردی میانه)
که خود شامل 22 نوع گویش می باشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد.
ب) تعدد موطن(فره نیشتمانی) : جغرافیای کردستان به علت پراکندگی موجود که خود ناشی از سیاست امپریالیستی قدرتهای حاکم در گذشته و سیاست انگلیس در نفوذ به مناطق کردنشین بود،در بین کشورهای همجوار تقسیم شد و این تقسیم بندی باعث دوری و گسستگی فرهنگی و تاریخی ملت کُرد شد.((فره نیشتمانی )) یکی دیگر از عوامل رکود ادبیات کُردی است، بدین معنی که یک کُرد می بایست چهار زبان رسمی نیز به تعداد گویش های خود بی افزاید و علاوه بر آن به عنوان شهروند درجه دوم نیز محسوب می شود و افتخارات تاریخی این ملت به نام عرب و ترک و ... تمام می شود نه ملت کُرد. اندیشمندان و دگراندیشان به ناچار و تحت عنوان ،جهان شمولی اندیشیدن و پست مدرنیسم و... از زبان و فرهنگ خود دور شده اند.
(( فره نیشتمانی)) در نهایت باید به رشد و ارتقای ادبیات کمک کند نه نقصان و کمبود آن،زیرا در نتیجه برخورد مستقیم و تعامل فرهنگی ، ملت ها از رشد کمی و کیفی برخوردار می شوند اما در مورد کردها چنین اتفاقی هرگز روی نمی دهد، زیرا تفریس و تعریب و تتریک و یا فدرالیسم به کندی صورت می گیرد زیرا بافت خاورمیانه یک بافت کاملا سنتی است و تکیه بر اصول سنتی باعث اتحاد این جوامع شده است.نمونه های بسیاری را می توان به عنوان شاهد مثال ذکر کرد که باعث قوام و دوام حکومت ها و دولت ها شده اند و جالب اینکه ملت کُرد در آن نقشی کاملا چشمگیر داشته است؛اما در زمینۀ ادبیات باعث پسرفت و انحراف شده است.
پ) تعدد ادیان:بی گمان دین و زبان دین بهترین گزینه برای رشد و شکوفایی ادبی و اخلاقی در میان مردمان است و از نظر نوعیت دیالکتیک و زبان تأثیر بسزایی در همگانی کردن ادبیات و زبان ملل دارد. این اتفاق فرخنده در میان کردها باعث نوعی سردرگمی و آشفتگی زبانی شده است، به گونه ای که در کردستان انواع ادیان و مذاهب وجود دارد که ادبیات و فلسفه ی خاص خود را دارند.اسلام، مسیحیت، یهودی و یارسان عمده ترین ادیان موجود در کردستان است که خود به زیرشاخه هایی تبدیل می شوند.اسلام که خود شامل شیعه و سنی است و تقسیمات خاص خود را دارد و یا یارسان به ایزدی و علوی و کاکه ای و گوران تقسیم می شود. البته اگر از دید یک خوشبین به مسأله بنگریم ،آن را تنوع می گوییم نه تضاد اما عملاً مراسمات جداگانه با زبان و دیالکت ویژه در صورت مسأله قرار می گیرد.من بر این باورم که تعدد زبان و دین و موطن سیاستی دهشتناک استکه پدران ما را اسیر و برده ی خود ساخته و مشکلات آن گریبانگیر ما شده است.در جغرافیای خاورمیانه هرگز ملتی را پیدا نخواهید کرد که به اندازه ما (کردها) گویش و دین و موطن داشته باشد.
ت) کوچ های اجباری: با نگاهی گذرا به علل کوچ های عشایر می توان درک کرد که برای امرار معاش و گذراندن زندگی دست به کوچ می زنند. یا پرندگان برای مأمن بهتر و غذای بیشتر به کوچ دسته جمعی رو می آورند،اما کوچ اجباری یا به تعبیری بهتر تبعید، صرفاً برای منزوی کردن است نه چیز دیگر. در تاریخ ملت کُرد ،کوچهای اجباری نهایتاً به انفال یا اضمحلال و الیناسیون ختم می شود.کوچ بدرخان ها از استانبول به مصر، کوچ زنگنه از کرکوک به مناطق کرمانشاه ، کوچ مردم گرمیان به رمادی ، کوچ مردم کلهر و زنگنه به خراسان و تهران، کوچ مردم کرمانج که در قفقاز روسیه می زیستند در زمان داریوش به (ئیوارتای) یا ایلام کنونی که اکنون به لهجه لکی سخن می گویند، کوچ بختیاری ها از سوریه به چهارمحال و بختیاری در ایران، همه و همه باعث انزوا و در حاشیه قرار گرفتن ملت کُرد است. یک مثل معروف در میان کردها هست که می گوید: ((سان له جیی خوی سه نگینه))گروه یا دسته یا عشیرتی که در محل اسکان خود دارای فرهنگ و زبان خاص خود می باشد،می تواند در همان محل با استفاده از ابزار و مکانیزم موجود به نشر و ارتقای فرهنگ خود بپردازد، در صورتی که اگر از مکان خود خارج شود تا به شرایط جدید وفق پیدا کند و تأثیرات محیطی و محاطی را تجربه کند و تازه اگر جان سالم به در ببرد و دچار الیناسیون نشده باشد، به فکر رشد و تعالی ادبیات یا آیین خود می افتد و این همان اپیدمی است که اکثریت کردها به آن دچار شده است.
د) احزاب سیاسی: نمی خواهیم وارد چگونگی تشکیل یک حزب یا طرز تفکرآنها شویم ، هرچند که چندان هم با موضوع جستار ما بی ربط نیست. اما به علل مختلف از آن صرف نظر می کنیم.به هر حال یک تشکُل یا حزب در شرایطی بوجود می آید که روشنفکران یا نخبگان ضعف هایی را در جامعه احساس می کنند و برای تبدیل ناهنجار به هنجار وارد معرکه می شوند .تقریباً بیشتر احزاب کردی از یک متد مشخص پیروی می کنند.و آن سخن از حق و حقوق و آزادی بیان و گفتار به زبان مادری است. یک ایراد اساسی که کمابیش در میان احزاب سیاسی کُرد وجود دارد آنست که هیچگاه دیدگاه های سیاسی آنها نتوانست در خارج از مرزهای کُرد، در میان ملل ترک و عرب و فارس جای پای خود را باز کند و نوعی سنت گرایی و ناسیونالیزم ابتدایی و با کمی هم بدبینی شوونیسم، در میان احزاب سیاسی کُرد دیده می شود. با این حال این خصوصیت تمام احزاب سیاسی کُردی نیست، بایستی دید چرا به این سمت رهنمون می شوند. احزاب سیاسی با پرداختن به مسائل ملی و زبانی و پرورش روشنفکر و نویسنده و شاعرو ... خدماتی را به زبان و فرهنگ کرد کرده اند، به گونه ای که بسیاری از شاعران نامدار و نویسندگان و محققین بزرگ کُرد گرایشات سیاسی نیز داشته اند.البته این تنها مختص ملت کُرد نیست. تقریباًتمام احزاب سیاسی دنیا از چنین ویژگی برخوردارند.به طور مثال ((هیمن)) و ((هه ژار)) محصول تفکر انقلاب پیشوا قاضی محمد بودندو یا ((شیرکو بی که س))، ((له تیف هه لمه ت))،((به ختیار عه لی))،(( شیرزاد حه سه ن))،(( ره فیق سابه ر))و.... همگی طعم آوارگی و کمبود و..چشیده اند و در سایه ی تفکری انقلابی پرورش یافته اند.در دنیای امروزی حزب یا تشکل و یا هر آنچه باعث گردهمایی روشنفکران و دگراندیشان جامعه شود،در صورتی می تواند محصولات خود را (نویسنده،شاعر،محقق) به جامعه عرضه کند که فضای باز سیاسی در اختیار داشته باشداما بجز کردستان عراق که از فضایبازی نسبت به دیگران برخوردار است، سایر کردستانات چنین فضایی در اختیار ندارندو شاید یکی از عوامل رشد ادبیات در کردستان عراق همین امر باشد.تعدد هفته نامه و روزنامه و ماهنامه و کتاب در چنین فضایی هم از نظر کیفی و و هم کمی قابل تأمل است ، به گونه ای که امروزه اکثر کتاب های چاپ شده در کردستان عراق ،شامل کارهای ترجمه است و کسی نمی تواند تأثیر ترجمه ی ادبیات ملل را در ارتقای ادبیات بومی منکر شود
ج) اقتصاد (ئابوور): مسأله ی اقتصاد ،مسأله ای حیاتی برای هر ملتی است و در سایه ی اقتصاد، میتواند فرهنگ و تاریخ و ... خود را صادر کردو متأسفانه اقتصاد و مکانیزم اقتصادی در مناطق کردنشین باعث دردسرهای بسیاری شده استو اساساً یکی از علل جدایی کردستانات، وجود مکانیزم ها و عناصر اقتصادی بود که استعمارگران را تحریک به پیاده کردن مقاصد شوم خود –همان تقسیم کردن خاک کردستان – کرد. موقعیت جغرافیایی کردستان از نظر منابع آبی ، زمینی و وجود معادن و ذخایر فسیلی هر قدرت استعماری را وسوسه می کند و بهترین راه نفوذ در تقسیم کردن خاک کردستان، دامن زدن به افکار پوپولیستی و خرافه پرستی بود. اما منظور ما زبان اقتصادی است نه مکانیزم بهره برداری اقتصادی.اصطلاحات و لغات اقتصادی دنیا خود باعث تعبیر و تفسیر فرهنگی است که از آنجا برخواسته است. تبلیغات که بُرنده ترین سلاح امروزی است در دست تواناترین کشورها از نظر اقتصادی قرار دارد. زیرا زبان اقتصادی مناسبی را پی ریزی کرده اند.ملت کُرد هنوز نتوانسته کالاهای خود را با زبان اقتصادی خود عرضه کند و یا خود را مجاب کند که میتواند به زبان مادری خود مبلغ کالای خود باشد.
چ) رسانه های گروهی (ده زگای راگه یاندن): به طو کلی می توان ادعا کرد که تمام موارد فوق را می شود تعمیم و تعمیر کرد اگر از دستگاهها و بنگاههای تبلیغی و رسانه ای استفاده ی صحیح بشود.امروزه به لطف ماهواره (که اکثریت از آن بی بهره اند) شبکه های تصویری متعدی در حال پخش و توزیع محصولات خود هستند؛ خواه این محصولات فکری باشند یا هنری که در بالا بردن سطح کمی و کیفی مردم تأثیر بسزایی دارد.کردها به لطف شبکه های خود ((کورد ست، کوردستان تی وی، زاگروس، روژ تی وی، روژهه لات تی وی و ..))علاوه بر تبیین و تفسیر دیدگاه های حزبی خود،به معرفی بخشی از تاریخ و تمدن و ادبیات کورد در سطح جهانی می پردازند اما به نظر می رسد که در ابتکار موفقیت چندانی به دست نیاورده اند زیرا اکثر برنامه ها جنبه هنری دارند که با اخلاقیات و منش کردها چندان سازگار نیست و نیاز به زمان بیشتری دارد
.
نویسنده : عباس جلیلیان ( ئاکو)