تــــــــــاثیر نـــــــــــا آرامی هـــــــــای ســــــــــــــــوریه در

منطـــــــــــــــــــقه

 

 ترکیب جمعیتی کشور سوریه و نوع نا آرامی ها و ترکیب مخالفین این کشور بحران سوریه را از دیگر بحران های منطقه ی عربی و آفریقایی متمایز ساخته است ، پشتیبانی صریح و آشکار دُوَل همجوار از جمله ترکیه و غیر همسایه همانند قطر و عربستان و آمریکا از کشتار های سوریه این تمایز را برجسته تر می کند . 

بیش از یک سال و نیم از نا آرامی های کشور سوریه می گذرد ، هر چند بعضی محافل تحولات این کشور را هم جنس و هم ردیف انقلابات منطقه ای در خاور میانه می دانند ، لیکن با نگاهی همه جانبه می توان تفاوت ماهیتی این ناآرامی ها را با انقلاب و خیزش های مردمی در کشور های عربی و آفریقایی مشاهده کرد . مکانیکی بودن تحولات سوریه از جمله تمایز های درگیری های اخیر این کشور با قیام های مردمی در کشور های مزبور می باشد ، ایستادگی دو قدرت جهانی چین و روسیه در کنار کشور سوریه از یک طرف و سازمان دهی مخالفین سوریه در ترکیه با هدایت آمریکا از طرف دیگر ، شائبه ی جنگ قدرت های جهانی را در سوریه تقویت می کند و اجماع نظر کشورهایی نظیر عربستان ، قطر و ترکیه و همسویی با آمریکا و متحدینش مزید پیچیدگی موضوع سوریه شده است .  

در تحولات سوریه ، ترکیه به عنوان هم پیمان اصلی آمریکا و متحدش اسرائیل در منطقه نقشی اساسی در جهت تلاش برای سقوط دولت سوریه ایفا نموده که این سیاست را می توان در چهارچوب سیاست کلی آمریکا برای منطقه بعد از بر سرکار آمدن حزب عدالت و توسعه ارزیابی کرد . ترکیه با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه به مدیریت تیم اردوغان سودای تجدید بنای امپراتوری عثمانی را شعار استراتژی خود قرار داده و احیای ولایات حلب و شام و بصره و موصل و بغداد را مشغله ی ذهنی خود کرده است ، حرکت نمادی اردوغان و حمله به شیــمون پرز ، رئیس رژیم اشغالگر اسرائیل در کنفرانس داووس سوئیس و مشارکت در کاروان کمک رسانی به ساکنین غزه در سال 2010 شائبه ی ضد اسرائیلی بودن دولت ترکیه را تقویت نمود . این رفتار تیم اردوغان را در قالب پروژه ی تجدید بنای امپراتوری عثمانی می توان تعریف کرد اما هم پیمان بودن ترکیه با ناتو و کشورهای غربی و خصوصا آمریکا که به عنوان هم پیمان اصلی اسرائیل محسوب می شود ، تصنعی بودن ژست های ضد اسرائیلی بودن اردوغان را نمایان می کند و محور قرار گرفتن در جهبه ضد مقاوت در نا آرامی های سوریه چهره ی واقعی تیم اردوغان آشکار گردید . 

حزب عدالت و توسعه در راستای مهار بحران های داخلی و خارجی به اقدامات راهبردی مبادرت ورزید ، اصلاحات سیاسی داخلی در قالب گشایش دمکراتیک و زمینه سازی برای ایجاد حزب صلح و دموکراسی ( BDP  ) به عنوان حزب جایگزین پ.ک.ک از جمله اقدامات دولت آنکارا برای مهار بحران داخلی بود که همین فضای به وجود آمده نیز توسط این دولت تحمل نشد و برخوردهای گسترده موجب تنش با حزب معتدل و میانه ی روی صلح و دموکراسی شد ، ناکامی سیاست داخلی ، اردوغان را وادار به فرافکنی نموده و بر همین اساس طرح توسعه روابط با اقلیم کردستان عراق را با هدف مهار حرکت های حزب کارگران کردستان ترکیه ( پ.ک.ک ) در اولویت و دستور سیاست خارجی خود قرار داد . در چنین شرایطی ، رهبریت اقلیم کردستان عراق که با حکومت مرکزی عراق با چالش های جدی مواجه شده بود نسبت به رویکرد دولت اردوغان اقبال نشان داد و سطح روابط را تا سرحد امکان توسعه دادند . این روابط در حالی شکل می گیرد که هر دوطرف به خوبی از انگیزه های طرف مقابل خود اطلاع کافی دارند . هم اردوغان می داند که تعلقات قومی به رهبریت اقلیم اجازه ی همکاری در نابودی پ.ک.ک را نخواهد داد و هم رهبریت اقلیم به خوبی می داند که دولت های ترکیه با کرد ها مشکلات ماهیتی، قومی دارند و تعاملات مصلحتی نمی تواند تغییراتی در ساختار هویتی ایجاد نماید . 

ترکیه با اهداف همکاری در اجرای ماموریت های سازمان ناتو و همراهی با آمریکا و متحدانش در سقوط آخرین هم پیمان دول شرق ، پا به عرصه ی مقابله با دولت سوریه نهاد . همراهی دولت اردوغان با اردویی که تامین کننده ی اهداف اسرائیل می باشد اولین چالش سیاسی بود که متوجه این دولت گردید و عملا ولایات حلب و شام را از امپراتوری تخیلی از دست داد و در هم آورد مقابله ی با تهدیدات پ.ک.ک با اقلیم کردستان عراق نیز بازنده ی اصلی میدان بود . چون با اولین کنترل شهرهای کرد نشین سوریه توسط کرد های این کشور ، این ترکیه بود که سراسیمه شد و از شکل گیری منطقه ی دیگر کردی در همسایگی جنوبی کشورش هراسان گشته و وزیر امور خارجه اش را در سفری پیش بینی نشده به اقلیم کردستان اعزام داشت . احمد داوود اوغلو استاد تغییر ژئوپولتیک ترکیه در ملاقات با رهبران اقلیم کردستان عراق نسبت به شکل گیری منطقه ی کردی در سوریه اظهار نگرانی کرد و رهبریت اقلیم اعلام داشت که دولت ترکیه چنین تغییراتی را بر نمی تابد . وی در این سفر سیاسی – امنیتی به اقلیم کردستان عراق تحت تاثیر جریانات ترکمانی در اقلیم کردستان عراق قرار گرفته و بدون هماهنگی با حکومت مرکزی عراق به کرکوک ، شهر مورد مناقشه بین کرد ها و ترکمن ها و اعراب عراقی سفر کرد که با واکنش تند اعراب ، حتی اعراب مخالف دولت مالکی و رهبران کرد ها و افکار عمومی اقلیم کردستان عراق مواجه شد ، بدین سان ، این تست سیاسی داوود اوغلو با ناکامی مواجه شد و این اقدام او به عنوان مداخله در امور داخلی کشور عراق محسوب گردید . کنترل بعضی شهرهای کرد نشین سوریه توسط کرد های این کشور خصوصا حذب اتحاد دموکراتیک ( PYD ) "شاخه ی سوری حزب پ.ک.ک" سبب شد احمد داوود اوغلو ، وزیر خارجه ی ترکیه به اقلیم کردستان عراق سفر کند که این سفر با واکنش های تند رهبران عراقی ، حتی مخالفین دولت قانون همراه بود و بر پیچیدگی تحولات سوریه افزود . مناقشه بین احزاب کرد در مدیریت  شهرهای تحت کنترل کرد ها در سوریه و موضع گیری های تند معارضه ی عرب سوری علیه کرد های این کشور بیانگر تفاوت جریان کردی سوریه با معارضه ی کلان این کشور که کاملا با سیاست های کلان ترکیه هم راستا بود ، می باشد . کرد های سوریه به این امر واقف هستند آن چیزی که از دولت بشار اسد به دست می آورند از دولت پس از آن به دست نخواهند آورد و به تعبیر دیگر این نقد اندک را بر نسیه ی آینده ی مبهم ترجیح می دهند .  

مواضع تند معارضه ی عرب سوریه نسبت به کرد های این کشور ریشه در نگرانی های ترکیه از این رویکرد دارد ، چرا که با این تحولات جدید نه اینکه ولایات حلب و شام را از دست خواهد داد بلکه جمعیت بیست میلیونی کرد های کشورش را در معرض یک همگرایی قومی – منطقه ای می بیند که به این ترتیب به ترکیه باید گفت : " از قضا اسکنجبین صفرا افزود!" دست آورد های ترکیه که با هدف فرافکنی مشکلات سیاسی داخلی خود وارد بازی منطقه ای شده است با هزینه هایش ، هم سنگ نمی باشد و واکنش اعراب و کرد های عراقی به سفر داوود اوغلو به اربیل و کرکوک ، سودای ولایت موصل امپراتوری نوظهور عثمانی را نیز در عراق با چالش جدی مواجه ساخت . جنس تحولات در کشور سوریه ، هم پیمانان مخالف دولت این کشور را نگران کرده است . 

از سوی دیگر ، با تقسیم بندی کشورهای مخالف سوریه به کشور های همسایه و کشورهای غیر همسایه که در ابتدا منافع مشترکی را دنبال می کرند ، با چنین رویکردی متضاد منافع مواجه گردیده اند . ترکیه به عنوان محور تحریکات در همسایگی سوریه در آستانه ی تشدید نا آرامی های مناطق جنوب شرق خود از ناحیه ی کرد های این کشور قرار گرفته است .

اسرائیل به عنوان بزرگترین دشمن دولت سوریه در غرب این کشور ،نیز با نگرانی هایی در خصوص آینده و وجود احتمالی سلاح های اتمی و شیمیایی در کشور سوریه رو به روست . پایداری بشار اسد به پشتیبانی بخش هایی از مردم و نیروی های مسلح کشورش در برابر  نا آرامی های خونین سوریه مزید نگرانی های دشمنان دولت سوریه شده است . مخالفین غیر همسایه دولت سوریه مانند عربستان و قطر و آمریکا که با پشتیبانی های معنوی و مادی در صدد براندازی دولت بشار اسد هستند هم به نوعی از تاخیر سقوط دولت سوریه نگران شده اند.

ترکیب جمعیتی کشور سوریه و نوع نا آرامی ها و ترکیب مخالفین این کشور بحران سوریه را از دیگر بحران های منطقه ی عربی و آفریقایی متمایز ساخته است ، پشتیبانی صریح و آشکار دول هم جوار از جمله ترکیه و غیر همسایه همانند قطر ، عربستان و آمریکا از کشتارهای سوریه این تمایز را برجسته تر می کند . مصالح متفاوت کشورهای متحد علیه سوریه در تصمیم گیری های هدایت معارضه این کشور تاثیر مستقیم گذاشته است . اختلافات بین احزاب کردی سوریه در مناطق تحت کنترل آنان حاکی از تمایز اهداف ترکیه و بعضی رهبران اقلیم در اداره ی احزاب کردی سوریه در این مناطق می باشد . موضع گیری تند فرماندهان معارضه دولت سوریه علیه کرد های این کشور را در اعمال نظر دولت ترکیه می توان تعریف کرد ، در حقیقت اختلاف نظر کرد ها و عرب ها در فضای معارضه ی سوریه در راستای اهداف ترکیه می باشد و این مواضع ترکیه است که از جانب معارضه ی عرب سوریه اعلام می گردد ، دولت های عربستان و قطر نیز با هدف مقابله با اعتراض های داخلی کشور عربستان و تقلیل فشار ها بر یمن و قطر نیز با هدف کم اهمیت جلوه دادن مشکلات همسایه اش بحرین به جنگ داخلی سوریه دامن می زند . آمریکا نیز که همواره با نگرانی از موج اسلام خواهی در منطقه تحولات را با استفاده از هم پیمانان منطقه ای اش هدایت می کند ، با هدف فرو پاشی جبهه ی مقاوت در سوریه و ایجاد سپر دفاعی برای اسرائیل مبادرت به این مداخله نموده است .  

حال که دول همسایه و غیر همسایه مداخله کننده در جنگ داخلی سوریه با طولانی شدن پروسه ی سقوط بشار اسد مواجه شده اند ، شرایط را متناسب با اهداف پیش بینی شده ی خود نمی بینند ، و همین امر بر نگرانی آنان افزوده و از همین رو شاهد سفر غیر منتظره ی وزیر خارجه ی آمریکا به آنکارا هستیم .

با توجه به ترکیب جمعیت سوریه همگی دول مداخله گر احساس می کنند لقمه ای نیست که به سادگی بتوانند آن را هضم کنند . مقاوت و پایداری بشار اسد و نیروهای مسلح کشور در مقابل نا آرامی ها بیانگر ریشه دار بودن نسبی دولت سوریه در بین آحاد جامعه ی این کشور می باشد و از همین موضوع می توان  حدس زد که سوریه پس از بشار اسد با یک جنگ داخلی تمام عیار مواجه خواهد شد که کشتارهای بی رحمانه ای را به دنبال خواهد داشت . به نظر می رسد با توجه به افتراقات ریشه ای و انگیزه های متنوع قدرت های مداخله گر در تحولات سوریه ناکامی هایی را به دنبال خواهد داشت که اولین آسیب آن دامن گیر شدن جامعه کشورهای مداخله گر در ناآرامی های سوریه خواهد بود .

منابع : (chro weekly )

نوشته ی محمد هادیفر

باز پخش : وبلاگ دیار کُرد