رویارویی کُردها و آنکارا
رویارویی کُردها و آنکارا؛ چالشی سوال برانگیز
چند هفته است که پس از آرامش نسبی میان کردهای مخالف ترکیه و دولت آنکارا، بار دیگر درگیری ها از سر گرفته شده وعلاوه بر رویارویی با نظامیان دولتی،برای نخستین بار کار به گروگان گیری مقامات نیز کشیده شده است به طوری که کردهای مخالف یک نماینده مجلس را به گروگان گرفته اند.
این حوادث در شرایطی روی می دهد که منطقه نگران اوضاع سوریه بوده و خود را برای تحولات بعدی آماده می سازد.اگرچه حملات و یا تقابل کردهای وابسته به گروه پ.ک.ک ترکیه به نیروهای دولتی همیشه بدون مقدمه و یک باره بوده و با ابهاماتی همراه می باشد که می تواند تأثیرات منفی بر روی تحولات منطقه ای بر جای بگذارد.
این یک واقعیت انکار ناپذیر است که رابطه کردها و دولت مرکزی ترکیه از زمان تأسیس جمهوری ترکیه چندان مثبت نبوده و همواره آنها به دلایل مختلف، مقابل هم قرار گرفته و در جنگ و ستیز بوده اند. ولی تشدید حملات و تحمیل جنگی ناخواسته در این مقطع زمانی سوال های بسیاری را در اذهان ایجاد کرده تا حدی که این ذهنیت را به وجود آورده که ممکن است این حملات و دامن زدن به اختلافات ، ریشه در جای دیگری داشته و به صورتی ناخواسته به کردهای پ.ک.ک و دولت اردوغان تحمیل شده باشد.منطقه خاورمیانه مدتی است که در حال پوست اندازی و دگردیسی است و این تحولات که از تونس آغاز شد پس از درنوردیدن کشورهای مصر، لیبی و یمن امروزه گریبان سوریه را گرفته است به گونه ای که این کشور به سوی یک جنگ داخلی ناخواسته پیش می رود که می تواند اوضاع را در این بخش از خاورمیانه دگرگون سازد.لذا با توجه به آنچه در سوریه و این بخش ازجهان شاهد هستیم و با در نظر گرفتن قدم هایی که حزب حاکم عدالت و توسعه اردوغان در ترکیه برداشته، چالش کنونی میان کردها و آنکارا را نمی توان چندان واقعی و جدی به حساب آورد. منظور از واقعی و جدی این نیست که این تقابل که متاسفانه ده ها کشته و مجروح برجای گذارده را نباید ناشی از اختلافات و ضدیت آنها دانست بلکه عده ای بر این باور هستند که رویارویی کنونی در کردستان ترکیه ریشه در جای دیگری داشته و در حقیقت به دوطرف تحمیل شده است.اگر این مسأله صحت داشته باشد باید در ماهیت حملات کردها به ترکیه شک کرده و آن را نوعی سرپوش گذاردن بر روی واقعیت ها و یا منحرف کردن افکار عمومی از تحولاتی دانست که در کشور همسایه در جریان است.

در ارتباط با حوادث هفته های اخیر در کردستان ترکیه دو دیدگاه وجود دارد.
- دیدگاه مثبت این است که کردها که گفته می شود وابسته به گروه پ.ک.ک هستند از موقعیت استفاده کرده و برای رسانیدن صدای خود به گوش جهانیان فعالیت خود را تشدید کرده و به نظامیان حمله ور شده اند.
- دیدگاه منفی نیز چنین است که کردهای ترکیه که سال ها از حمایت سوریه برخوردار بودند، در مخالفت از حمایت آنکارا از گروه های مخالف سوریه به این اقدامات و فعالیتها روی آورده و درصدد هستند از شدت فشارها به دمشق بکاهند. ولی هرچه باشد باید این واقعیت را پذیرفت که وضعیت کنونی کردستان ترکیه روابط میان کردها و دولت اردوغان را بحرانی کرده و دو طرف را که در مسیر هماهنگی و دموکراتیزه شدن ترکیه حرکت می کردند به تقابلی خونین و مرگبار کشانده است که به نفع هیچیک از طرفین نبوده و پیش از همه به قدرتمند شدن ارتش و جناح های سکولار در این کشور منجر خواهد شد که تمایل به ادامه فعالیت حکومت حزب عدالت و توسعه اردوغان نداشته و می خواهند روند تغییر و اصلاح قانون اساسی و دموکراتیزه شدن ترکیه را متوقف سازند.

البته این گونه نیست که توقع داشت چون اوضاع در سوریه ناآرام است و وضعیت مرزهای مشترک این دو کشور همسایه بحرانی می باشد، کردها باید آرام نشسته و به قولی دست از پا خطا نکنند تا شرایط نرمال و عادی شود. ولی دست زدن به چنین عملیات گسترده و اقدامات بی سابقه می تواند با شک و شبهه همراه بوده و اعتبار مبارزات پ.ک.ک را زیر سوال ببرد. رابطه پ.ک.ک و عبداله اوجالان رهبر زندانی آن با رژیم بعث سوریه بر کسی پوشیده نیست و او زمانی که از سوریه رانده شده و ناگزیر به ترک این کشور و مخفیگاه خود گردید، در اثر توطئه ای هماهنگ به دام افتاده و پس از انتقال به ترکیه محاکمه و زندانی شد.

ایران و عثمانی بارها با هم جنگیده اند و به دفعات قرارداد صلح امضا کرده اند ولی تا زمان فروپاشی این امپراتوری پس از جنگ اول جهانی اختلافات مرزی و ارضی ادامه یافته و پس از آن نیز به کشورهایی منتقل شد که از تجزیه عثمانی به وجود آمده بودند.

درگیری ها و جنگ های ایران و عثمانی مرزهای غربی و شمال و جنوب غربی را شامل می شد که مناطق کردنشین ،عرب نشین و ترک نشین هستند به همین دلیل در این مناطق دارای اقوام و فرهنگ هایی هستیم که با آن سوی مرزها مشترک می باشند. از آن جمله باید به کردها اشاره کرد که امروزه در ایران، عراق، ترکیه ، سوریه و حتی جمهوری آذربایجان ساکن بوده و زندگی می کنند. جنگ اول جهانی تغییرات بزرگی را در خاورمیانه و خلیج فارس در پی داشت که از آن جمله فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل گیری کشورهای جدید را می توان نام برد. این امپراتوری محدود به جمهوری ترکیه شد که آتاتورک آن را بنا نهاد. ولی در کنار آن کشورهای عراق، سوریه ، لبنان، اردن، اسرائیل، کویت، بحرین،عربستان و قطر شکل گرفتند.در این میان وضعیت کردها نامشخص مانده و وعده هایی که به آنها داده شده بود در پی توافق های چرچیل وزیر مستعمرات بریتانیا در آن زمان با ترک ها و تلاش آنها برای دستیابی به منابع غنی نفت عراق نادیده گرفته شد. زیرا در پیمان صلح ((سور)) در سال 1920 ترک ها حاضر می شوند به اراضی کردنشین واقع در ساحل شرقی رودخانه فرات استقلال داخلی بدهند . در آن زمان قرار شد یک کمیسیون بین المللی از انگلیس ، فرانسه و ایتالیا برای بررسی این مسأله تشکیل شود. در ماده 64 پیمان سور آمده بود که (( اگر در مدت یک سال پس از به رسمیت شناختن این قرارداد، ملت کرد به مجمع اتفاق ملل مراجعه و ثابت کند که اکثریت مردم این ناحیه مایل هستند از اطاعت ترکیه خارج و مستقل شوند و شورای ملل تأیید کند که آنها لیاقت و استحقاق استقلال دارند، این حق به کردها اعطا خواهد شد. در این صورت ترکیه متعهد است این دستور را اجرا کرده و از کلیه حقوقی که نسبت به این ناحیه دارد صرف نظر کند. چگونگی واگذاری این حقوق ضمن قراردادی که بین متفقین و دولت ترکیه منعقد می گردد تعیین خواهد شد.))
زمانی که این قرارداد به امضا می رسد هیچ یک از قدرت های متفق با این مسأله مخالفت نمی کنند که کردهای موصل نیز به میل خود به کردستان مستقل ملحق شوند. ولی شرایط به تدریج تغییر می یابد ، به طوری که از یک سو امپراتوری بریتانیا که در صدد دستیابی به منابع غنی نفتی عراق بود با الحاق بخشی از کردستان خصوصا موصل ، اقدام به تشکیل کشوری به نام عراق کرده و از سوی دیگر مسأله استقلال کردها به فراموشی سپرده می شود.
در سال 1924 قرارداد لوزان به امضا می رسد که در آن وضعیت مرزها و موقعیت ترکیه جدید به رسمیت شناخته شده و از آنجا که قرار می شود موصل توسط ماموران انگلیسی و عراقی اداره و کنترل شود موضوع استقلال کردستان نیز نادیده گرفته می شود، به این ترتیب کردهایی که در عثمانی زندگی می کردند میان عراق ، ترکیه و سوریه تقسیم می شوند.جالب توجه است که این قوم در کشورهایی که زندگی می کنند تحت فشار قرار داشته وبرای احقاق حقوق حقه خود با حکومت های مرکزی دارای اختلاف هستند.همین مسأله سبب گردیده دولت ها به بهانه های مختلف از آنها بهره برداری نمایند. به طور مثال سوریه که سال ها کردها را مورد آزار و اذیت قرار داده و آنها را شهروند درجه دوم به حساب می آورد در راستای مشکل سازی برای ترکیه از گروه پ.ک.ک و اوجالان رهبر این گروه حمایت کرده و سال ها پایگاه هایی در لبنان و کردستان سوریه در اختیار آنها قرار داده بود.این وضعیت را درباره دیگر کشورهای این منطقه نیز می توان مشاهده کرد
وضعیت کردها در ترکیه از زمانی که آتاتورک اقدام به تشکیل جمهوری در این کشور کرد روز به روز وخیم تر شده است. به طوری که دولت ترکیه که این کشور را مخصوص ترک ها می دانست، کردها را نفی کرده و آنها را ترک های کوهستانی می نامید.این سیاست های سرکوب گرانه همواره به عاملی برای رویارویی کردها و دولت مرکزی این کشور تبدیل شده است.تاریخ رویارویی کردها با دولت ترکیه بسیار طولانی و پرتنش بوده و در این میان طرفین تمایلی به آشتی از خود نشان نداده اند. اما در زمان حزب عدالت و توسعه که دولت اردوغان سعی دارد چهره ترکیه را دگرگون کرده و با کاستن از قدرت و نفوذ ارتش و نظامیان، دموکراسی و مردم سالاری را در این کشور نهادینه سازد امتیازاتی به کردها داده شده است اما از آنجا که این امتیازها کافی نبوده و نتوانسته رضایت کردها را جلب کند تنش میان آنها ادامه یافته است.
در این شرایط، تغییر وضعیت عراق و موقعیتی که کردهای این کشور به دست آورده اند نیز هشداری به کشورهایی بوده که دارای اقلیت کرد هستند.

هرچند ترکیه سعی کرد با نزدیک شدن به بارزانی رهبر اقلیم کردستان عراق و بهبود رابطه با آنها ، هم مانع فعالیت کردهای مخلف ترکیه در این منطقه شود و هم اینکه رابطه قابل قبولی با کردهای عراقی برقرار سازد که به نفع طرفین باشد.یکی از دلایل تمایل آنکارا به دوستی با کردستان عراق ، نفت و گازی است که از این منطقه به ترکیه صادر می شود.
ولی در کنار تمامی منافع اقتصادی که طرفین از این رابطه می برند آنچه در این مقطع زمانی برای ترکیه و دوستانش اهمیت دارد بهره گرفتن از کارت بارزانی در میان کردهای سوریه برای بهره گرفتن از آنها علیه رژیم بعثی بشار اسد است.

ولی شواهد امر گویای این مسأله است که ترکیه و بارزانی در این زمینه نتوانسته اند به موفقیت قابل توجهی دست یابند زیرا اقداماتی که تحت عنوان پ.ک.ک در هفته های اخیر در کردستان ترکیه روی داده و ده ها کشته و مجروح بر جای گذارده موید این مسأله است که اوضاع در این منطقه چندان هم به نفع ترک ها نبوده و آنها ناگزیر هستند تلاش های خود را برای جلب و جذب کردهای سوریه و یا بی طرف کردن آنها در این چالش عظیم چند برابر کنند.
اگرچه می توان به جرأت اعلام کرد اقداماتی که تحت عنوان پ.ک.ک در ترکیه صورت می گیرد نمی تواند تأثیر چندانی بر تحولات منطقه بر جای بگذارد ولی قادر است اوضاع را آشفته ساخته و حل مشکل حاد سوریه را به تعویق اندازد. این واقعیت را باید پذیرفت که کردهای ترکیه سال هاست تحت فشار قرار داشته و از یک زندگی برابر با دیگران محروم هستند ولی نمی توان این مسأله را نفی کرد که آنچه این روزها دیده می شود به نفع آنها نبوده و قادر به تأمین منافعی پایدار برای کردهای ترکیه نیست.همچنین تجربه سال های نه چندان دور بر این مسأله صحه گذارده که تبعیت از سیاست های دیگران و تبدیل شدن به ابزار آنها ، نه تنها راهگشا نیست بلکه می تواند در دراز مدت مشکل آفرین شود. وضعیت ناگوار عبداله اوجالان حکایت از این مسأله دارد که حامیان دروغین صرفا در صدد استفاده ابزاری از احساسات ملی گرایانه این گروه ها بوده و در مواقع حساس و ضروری بر سر آنها معامله می کنند.یکی از دلایلی که فلسطینی ها پس از ده ها سال نتوانسته اند به موفقیت قابل توجهی از طریق جنگ و خونریزی دست یابند همین مسأله و مقوله وابستگی به دیگران و تبعیت از سیاست های آنهاست. لذا اگر کردهای ترکیه نیز می خواهند حقوق حقه خود را در این کشور به دست بیاورند باید مستقل فکر کرده ، مستقل عمل کرده و اجازه ندهند دیگران برایشان تعیین تکلیف کنند.
منابع :
هفته نامه امید جوان (نویسنده : حسن فتحی)
بازپخش : وبلاگ دیار کرُد