همراهان گرامی دیار کُرد، از این پس سعی می کنیم داستانهای کوتاه از نویسندگان معاصر

کُرد را همراه مختصری از زندگینامه نویسنده آن داستان در اختیار شما قرار دهیم. امید است

                                        که مورد توجه شما قرار بگیرد.

                             

 حسن قزلجی در سال 1292 خورشیدی برابر با 1913 میلادی در شهر بوکان به دنیا آمد . تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه های بوکان گذراند. برای ادامه تحصیل به سلیمانیه عراق رفت . مدتی در بغداد بود و بعنوان کارمند بخشداری به بوکان برگشت. در سال 1316 به تهران منتقل شد . نُه سال بعد دوباره به بوکان رفت و از آنجا بعنوان معاون فرمانداری مهاباد،حکم انتقال گرفت. پس از شهریور 1320 و برچیده شدن فرمانداری مهاباد، به بوکان مراجعت کرد . در این هنگام نهضت های ناسیونالیستی کُرد آغاز شد و عمویش ملا محمد صادق قزلجی که از سران گروه ژ.ک (زنده شدن دوباره کُرد) بود ، او را به گروه نامبرده معرفی کردو به خدمت رهبر کردستان،قاضی محمد فرستاد.

پس از تشکیل جمهوری کردستان بعنوان سردبیر روزنامه (آلاله) که روزنامه ای فرهنگی، ادبی و اجتماعی بود ، برگزیده شد و در این سِمَت، سبب تشویق بسیاری از جوانان با استعداد کُرد گردید که از آن جمله می توان از هیمن و هژار نام برد.حسن قزلجی در روزنامه آلاله داستان های طنز آمیز و انتقادی، مقالات سیاسی و تحلیل اوضاع ایران و کردستان را نوشت.پس از سرکوب جمهوری نوپای کردستان توسط ارتش محمدرضا شاه در آذر ماه 1325، حسن قزلجی،متواری شد و به عراق رفت.در آنجا بطور مخفی در روستاها به کارگری پرداخت و با نام مستعار، با روزنامه ها و مجله های ادبی همکاری کرد. اما به وسیله پلیس مخفی عراق شناسایی شد و به زندان افتاد و پس از سه سال در مرز خسروی او را تحویل ایران دادند اما او از دست پلیس گریخت و با تغییر قیافه مدتی در کرمانشاه، در محله های چال حسن خان و برزه دماغ به فروختن هویج،لبو و ترب مشغول شد.حسن قزلجی از کرمانشاه به عراق رفت و در هتل ها و رستوران های بغداد ،شغل پیشخدمتی در پیش گرفت. در 1348 به بلغارستان رفت و در بخش کُردی رادیو پیک ایران، کار کرد و مدت ده سال در این شغل بود. پس از پیروزی انقلاب در 1357 به ایران برگشت و در سال 1362 دستگیر شد و در زندان اوین درگذشت.

از او مجموعه داستان کوتاهی به نام " خندیدن گدا "" (پی که نین گیا) به زبان کُردی در عراق چاپ شده است. او آثار بسیاری نوشت اما زندگی پرماجرایش که با در به دری همراه بود،مهلت چاپ آنها را به او نداد.

 

                                               دانلود داستان (خندیدن گدا)