موقعیت گذشته وفعلی کُردها در اتحاد جماهیر شوروی(3)
رسم الخط و حروف ابجد:
تا سال 1921 کُرد های اتحاد شوروی،رسم الخط عربی را با حروف زیبا به شیوه ی فارسی (مانند ایران) بکار می بردند،در بین سال های 1921 و1929 کُردها رسم الخط ارمنی را بکار بردند در حالی که ازیدیها یا یزیدیها رسم الخط گرجی را بکار بردند و آن با مراجعه به عامل تجمع و متمرکز شدن کُردها و یزیدی ها در شهر(جدول مربوط به پخش و توزیع کُرد ها در شهر و روستا) مشخص می شود.در سال 1929 شروع به استعمال رسم الخط لاتینی به شکل مشابهی که در ترکیه است نمودند،در سال 1946 مقامات شوروی رسم الخط اسلاوی(سیریلیک) به اعتبار اینکه حروف اسلاوی در ادارات روسی و دستگاه حکومتی شوروی بکار می رود برملت های تحت سلطه شان تحمیل نمودند،به استثنا جمهوری های ارمنستان،گرجستان،استونی،لاتوی و لیتوانی که به دلایل فنی و سنتی و میراثی وابسته به فرهنگ و زبان ملیت های واقع در این جمهوری ها بودند.در سال 1921 تنها کتاب کُردی به حروف ارمنی منتشر شد،همانطور که در سال 1930 شمار محدودی از کتاب ها به حروف لاتینی منتشر شدند،ولی آن در هنگام جنگ جهانی دوم از میان رفت و در سال 1949 چاپ کتاب های کُردی با حروف و رسم الخط اسلاوی شروع گردید،ولی در سال 1960 برای چاپ کتب و نشریات که برای فرستادن به خارج از اتحاد شوروی اختصاص یافته بود(مخصوصا ترکیه کُردستان) حروف و رسم الخط لاتین را بکار بردند،بکار بردن رسم الخط عربی برای نشر کتب و نشریات کُردی منحصر در زمینه های دینی(اسلامی،بطور قطع) شد و از میان آنها مجلات مخصوصی در خصوص مسلمانان کُرد بودند و مجلاتی که به کُردستان ایران فرستاده شدند.
اما خارج از شوروی،استعمال(حروف) ابجد زبان کُردی بر حسب لهجه و گویش مختلف است،بطوریکه لهجه ی کورمانجی (مخصوصا در ترکیه وسوریه) خط لاتین را بکار می برند،در حالی که برای لهجه ی سطرانی و فه یلی(در ایران و عراق ) رسم الخط عربی کاربرد دارد.حروف(ح،خ،س) در لفظ با حروف (ل،م،ه) تشابه دارند و در مد یا کشیدن صدا یا صوت با آن اختلاف دارد،در حالی که حرف(چ)مانند حرف(ح)در ادات تعریف(ح د)در زبان فرانسه تلفظ می شود.از منظر دینی،ملت کُرد عموما خود را منسوب و وابسته به دو مجموعه ارزش های دینی(اسلام و ازیدی یا یزیدی)می دانند. پیروان طایفه ی یزیدی ملقب به "بنده شیطان" می باشند،{دیار کُرد : البته از نویسنده نباید انتظار داشت بطور ریز اطلاعاتی در مورد این گروه داشته باشد و این تضاد نظر نسبت به این مذهب حتی در ایران نیز هنوز به وحدت نرسیده و ایشان فقط روایات مختلف را آورده است}آنها "ملک طاووس" را مورد پرستش قرار می دهند که ملک طاووس یا طاووس ملائکه که همان شیطان است مورد نظر آنها می باشد.اما منابع دیگری می گویند که دین و آیین یزیدی مخلوطی از ادیان موجود در خاور نزدیک،مخصوصا زرتشتی (که قبل از اسلام در ایران نشات گرفته بود) میباشد و سرزمین(ازد)سرزمین معینی می باشد که یزیدی به آن منسوب شده است،همانطور که بزرگترین محققان و پژوهشگران عرب معتقدند که وجه تسمیه ی ازیدی(یا یزیدی)از نام خلیفه ی اموی (یزید بن معاویه می دانند و استدلال می کنند به اینکه بانی آن "عدی بن مسافر" می باشد که از نسل خلیفه ی مذکور است.
اما مسلمانان کُرد یا شیعه هستند که پیرو مکتب (مذهب) امام جعفر صادق می باشند و یا سنی هستند که پیرو مکتب(مذهب) امام شافعی می باشند ، بر خلاف سنی های آسیای میانه و قفقاز که پیرو مکتب ابوحنیفه می باشند. اکثریت کُردهای کُردستان بطور عموم مسلمانان شافعی مذهب می باشند، تا جاییکه این امر بر کُردهای اتحاد شوروی صدق نمی کند؛ زیرا بیشترین جمعیت آنها دارای مذهب شیعی جعفری می باشند؛ از جمله ی آنها علوی ها می باشند که در ترکیه و سوریه هم وجود دارند.یزیدی ها 20% کُردهای شوروی را تشکیل می دهند که در گرجستان و ارمنستان(که اکثریتشان شهری هستند) متمرکز شده اند،در مقابل اکثریت کُردهای شیعه ای را می یابیم که در آذربایجان و ترکمنستان و به نسبت کمتری در گرجستان و حتی در ارمنستان که در آن کُردهای سنی در آذربایجان و گرجستان با عده ی کمتری وجود دارند، پراکنده اند.
از منظر مدیریت و مرکز دینی اسلام،بزرگترین جمعیت کُردهای مسلمان(شیعه وسنی) از مرکز دینی مسلمانان ماوراء قفقاز پیروی می کنند که مقر آن باکو پایتخت آذربایجان می باشد که رئیس آن دارای مذهب شیعی جعفری و نایب رئیس آن سنی حنفی می باشد،این در حالی است که دیگران از مرکز دینی مسلمانان آسیای میانه و قزاقستان(سنی حنفی) و مقر آن پایتخت ازبکستان(تاشکند)پیروی می کنند،با اطلاع از اینکه در اتحاد شوروی نیز دو مرکز اداری و مدیریتی دیگر مسلملنان همان مراکز دینی مسلمانان شوروی-اروپایی و سیبری(سنی حنفی)می باشند و در پایتخت اووا در جمهوری باشکیر یا باشکورستان تابع روسیه وجود دارد، مرکز مدیریتی دینی مسلمانان قفقاز و داغستان(سنی شافعی) در شهر محج قلعه یا ماخاتش کالا،پایتخت جمهوری داغستان وابسته و تابع روسیه می باشد.

1-سرشماری سال 1960 کُردها متکی به منابع سرشماری شوروی بود که از دستگاه های حکومتی پیروی می کرد،در حالی که سرشماری سال 1979 متکی به روزنامه ی "برافدا آ0240"شوروی بود که مندرج در صفحه ی 80 روزنامه آن زمان بود که در آن آمده بود.
2-در سرشماری کُردها در سوریه در سال 1979 کُردهای لبنان را هم شامل گردید.
3- تمام ارقام مذکور در سرشماری دقیق نیست،در هر کشوری یا حکومتی به طور تقریب شمارش کُردها مطابق با سرشماریهای ساکنانی که آن دولت بر سر آنها انجام داده اند صورت گرفت است.
وضعیت کنونی کُردها بعد از فروپاشی اتحاد شوری سابق:
اگر اوضاع و احوال کُردها را در جمهوری های شوروی سابق جویا شویم و بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و بوجود آمدن 15 جمهوری مستقل،نگاهی دوباره به وضعیتشان بیندازیم، نبود تلاش های اطلاع رسانی کُردی را در این مناطق حتی از طرف همتایانشان در خود کُردستان،برایمان آشکار می گردد.بطوریکه چندان به وضعیت آنها حتی بطور عمومی نگریسته نمی شود،آنهایی که خود کُرد هستند و هم نژاد کُردهای کُردستان می باشند که در حال حاضر در آنجا همواره به عنوان یکی از بزرگترین اقلیت های فعال در عرصه ی اجتماع باقی مانده اند. با وجود این تا حالا معلومات و اطلاعت کافی درباره ی کُردهایی که در زمان استالین،آبا و اجدادشان به آسیای میانه مهاجرت داده شدند در دست نیست،آنها اکنون در ازبکستان و قزاقستان وهمچنین در تاجیکستان و قرقیزستان و حتی در خود روسیه هستند،پیوسته سوالات زیادی درباره ی آنها وجود دارد،تا جاییکه آیا آنها در ساکنان این مناطق تلفیق و ادغام شده اند و هویت خود را از دست داده اند؟یا اینکه نه،همیشه از جامعه و هویتشان پاسداری و محافظت نموده اند؟ ولی در اینجا،بازگشت 8 هزار کُرد از آسیای میانه به ارمنستان در آغاز سال 1995 ش به دستور رئیس جمهور سابق ارمنستان(لیون دیر پروسیان) در هنگام جشن بزرگداشت سومین سال استقلال کشورش در 21 ایلول/سپتامبر 1994 م از آن استثنا می شود.اکنون شمار کُردها در ارمنستان از مرز 250 هزار نفر گذشته است.جمعیتی که در مناطق شمالی و همجوار گرجستان و کنار کوه های آرارات نزدیک مرز ترکیه متمرکز شده اند.بزرگترین جمعیت آنها یزیدی هستند و بقیه مسلمان سنی مذهب همراه عده ی کمی از مسلمانان شیعه ی جنوب ارمنستان تشکیل می دهند،کشاورزی یکی از کارهای اصلی شان به شمار می رود که به کاشت حبوبات و سبزیجات می پردازند.آنها همچنین در نشر آداب و میراث کُردی و نیز روش های آموزش به زبان کُردی نقش اساسی دارند.در این جا کافی است اشاره کنیم که دو نمایشنامه ی غنایی از استاد شوروی نسب (آرام خاچاتوریان) که ارمنی الاصل می باشد،طی پنج سال به زبان کُردی ترجمه شدند که یکی از آن دو نمایشنامه،متعلق به داستان عشق یکی از کشاورزان کُرد در ایروان در زمان شوروی سابق می باشد.هر دو نمایشنامه به زبان روسی نوشته شده بودند سپس ارمنی ها آن دو را ترجمه نمودند.
نسبت به جمعیت گرجستان باید بگوییم که جمیت کُردها بر حسب آخرین برآوردهای سرشماری در گرجستان به مرز 120 هزار تن رسیده است که در پایتخت آن(تفلیس) وشهر های اطراف آن(که بیشترشان یزیدی هستند)وجود دارند.بعضی از آنها در بخش اوسِتیای جنوبی(که جمهوری اوستیای شمالی هم وجود دارد که تابع روسیه در شمال قفقاز می باشد) تابع گرجستان و همچنین به نسبت کمتر در دو جمهوری آبخازی و آجاری از توابع گرجستان(که اکثرشان مسلمان هستند) پراکنده اند.کُردها در گرجستان صنعتکار می باشند و پیوسته به کار های صنایع سنگین (مثل گاز و تاسیسات)مشغولند و بعضی از آنها توانسته اند با ایجاد طبقه ای صنعتگر و قوی ،صاحب عده ای از شرکت های صنعتی در گرجستان شوند.اما در آذر بایجان با وجود سیاست های تتریک و پاکسازی قومی که در میان آنها صورت گرفت،جمعیت فعلی کُرد ها به 80 هزار نفر می رسد، دقیقا معلوم نیست که آیا آمار گیری شامل کُردهایی که در زمان شوروی مورد تتریک(ترکی کردن)واقع شدند می گردد یا نه؟ ولی اعتقاد بر این است که آنهایی که به عنوان کُرد ثبت شده اند بشکل فعلی در قیاس با شمار کُردها در سرشماری اخیر شوروی در سال 1989(قبل از فروپاشی اتحاد شوروی)شامل می گردند،آنجا که تعداد کسانی که به عنوان کُرد و بدون شناسنامه ی آذری ثبت و ضبط شده اند از مرز 18 هزار تن تجاوز نمی کرد،همچنین تغییر رفتار نظام در آذربایجان درزمان رئیس جمهور سابق(حیدر علی اُف) در خصوص رفتار و تعامل و برخورد با قومیت های غیر ترک ملاحظه می شود و آن ثبت شده بودند هویت کُردیشان بازگردانده شد و در نتیجه در سرشماری اخیر آذربایجان به عنوان کُرد قلمداد گردیدند.
کُردها به شکل اساسی در غرب و جنوب آذربایجان و بطور مشخص در شهر گنجه و لاشین و لنکران و شمخا و ایروم وجود دارند،همانطور که عده ای از آنها در پایتخت (باکو) و نیز در بخش"ناگورنو قره باغ"و جمهوری "نخجوان" که هر دو خود وابسته و تابع آذربایجان هستند،غالبا بیشتر آنها مسلمان هستند،بنابراین در غرب آنها از مسلمانان سنی شافعی هستند در حالی همتایانشان در جنوب از مسلمانان شیعی جعفری هستند،اما ازیدی ها یا یزیدی ها در آذربایجان،اکثریتشان،تنها در ناگورنو قره باغ وجود دارند،در اینجا کار و فعالیت کُردها در زمینه های تجاری است،بطوریکه آنها مثل هموطنان آذریشان در جنوب و غرب به کارهای تجاری،خصوصا در کار تجارت مرزی با ایران از جنوب و با ترکیه از غرب می پردازند،تا جاییکه کالا های تجاری را با همتایانشان در کُردستان ایران و ترکیه مبادله می کنند،سپس کالاها را در بازارهای محلی می فروشند،بیشتر آنها تاجرانی هستند که دارای چهره های بارز تجاری هستند که در آذربایجان مشهوریت دارند.اما در ترکمنستان بعضی از منابع غیررسمی می گویند که شمار کُردها به مرز 50 هزار نفر رسیده است.در حالی که قبلا به عنوان ترکمن به حساب آمده بودند و این جماعت از کُردها در جنوب ترکمنستان در منطقه ی (بیرام علی) و نزدیک مرز ایران و افغانستان و نیز منطقه ی دریای مازندران (خزر)متمرکزند و اکثریتشان از مسلمانان شیعه جعفری می باشند،بر خلاف بزرگترین ساکنان این دولت که از مسلمانان سنی حنفی مذهب همراه اقلیتی مسیحی ارتودکس(اصلیت روسی)هستند،کمی قبل از سال 2000 شیعه ها اجازه نداشتند که اقدام به بنای مسجد مخصوص به خود نمایند؛زیرا مطابق قانون ترکمنستان تنها مسلمانان سنی و مسیحیان ارتودکس آزادی دینی داشتند،ولی اخیرا تعدیلی توسط رئیس کشور(صابر مراد نیازوف)مشهور به ترکمان باشی(پدر ترکمن ها)صورت گرفت که به مسلمانان شیعه(کُردها و هزاره های افغان و اقلیت کوچکی از بلوچ ها و فارس های شیعی ایرانی) اجازه مساجد مخصوص به خودشان داد،همانطور که مسیحیان کاتولیک(که در اصل کُرد هستند)حق داشتند کلیساهای مخصوص به خود را بسازند. در رابطه با مشاغل کُردها باید گفت که اکثریت عظیمی از کُردها بر حسب این منابع و مآخذ در میادین نفتی و بخش های آب و برق کار می کنند و سطح زندگی والایشان در مقایسه با کُردهای منطقه ی ماوراء قفقاز به خاطر اهمیت و نیروی بخش هایی که در آن(خصوصا در بخش امورات مربوط به نفت) کار می کنند می باشد.در پایان امیدوارم که بیشتربه کُردهای اتحاد جماهیر شوروی توجه شود،کُردهایی که در بی توجهی و عدم اهتمام به چالش ها و مشکلات و وضعیت شان رنج می برند،بطوریکه حتی همتایانشان در کُردستان نیز چندان به آنها توجه و اهتمام نمی ورزند،به این خاطر(البته با عرض پوزش)از رسانه های جمعی گویا و مکتوب کُردستان(عراق) که بعد از رسیدن کُردها به خود مختاری و برپایی دولت و به دست گیری اداره امورات مربوط به خودشان،به سوی فعال و پویا و مدرن شدن پیش می روند و علاوه بر پرداختن به میراث ملی و فرهنگی کُرد به اخبار و تحولات در زمینه های دیگر آموزشی و امورات پیشرفته ی اجتماعی و فنی و علمی و... در سطح جهانی می پردازند،و نیز مورد توجه جهانیان واقع شده اند،انتظار دارم که به اوضاع و احوال کُردهای اتحاد جماهیر شوروی هم بپردازند و در خلال برنامه هایشان توجهی به وضعیت اجتماعی معیشتی آنها بنمایند و این فرصت را غنیمت شمارند،تا آنها احساس تنهایی و بی هویتی نکنند،و در جهان پشتیبانی برای خود داشته باشند و طبعا این کار،عدم غفلت از بقیه ی کُردهای آواره و مهاجر در سراسر دنیا خواهد بود.
*گرد آورنده و تالیف: زناتی بیه اشیب-امارات متحده ی عربی
***منبع: سالنامه دیدگاه
**ترجمه از عربی: مولود خوانچه زرد
****چاپ وپخش مجدد: وبلاگ دیار کُرد ( تابستان 1391)