کردها و تقسیم بندی زبانی(بخش دوم)                                       فرهاد جهان بیگی

 

ایرادات تقسیم بندی های پیشین

اما دیگر تقسیم بندی ها عموماً ایرادات اساسی بر آنها وارد است مثلا

 تقسیم بندی که استاد خال ارائه می دهد، و در آن کرمانجی راست را

 شامل : سورانی بابانی مکریانی اردلانی کلهری گورانی

 می داند . در حالی که گورانی و کلهری را به هیچ وجه نمی توان در

 این دسته قرار داد زیرا گورانی قدیم یا همان هورامی از نظر واژگانی

و کلهری از نظر دستور زبان با دیگر لهجه ها در این دسته متفاوت و

 هر کدام خود یک گویش محسوب می شوند . و زازا را یک

 لهجه مجزا معرفی نموده که بر اساس دستور زبان و دایره واژگان،

زازایی و هورامی یک دسته به حساب می آیند واصطلاحا گویش

 زازا-گوران را می سازند. همچنین لکی و فیلی را با بختیاری یکجا

آورده که برای این نیز باید گفت لکی خود براساس معیارهای علمی

 زبان که برای دیگر گویش ها در نظر گرفته می شود یک گویش

مستقل و فیلی نیز زیر لهجه ای از گویش کلهری می باشد . توفیق وهبی

 نیز در تقسیم بندی که ارائه می دهد در بند دوم، لری را شامل :

 بختیاری لکی فیلی کلهری و ممسنی می داند که این تقسیم

بندی نیز دارای ایراد است، همانگونه که اشاره شد لکی و کلهری هر

 کدام یک گویش مستقل و فیلی یک لهجه از کلهریست .

 

معیارها در تقسیم بندی زبانی

در تقسیم بندی گویش های کردی باید توجه داشت همانگونه که اشاره

 شد، کردها هم اکنون نیز ساختار و سازمان ایلی خود را حفظ نموده

 و در گفتار نیز از نظر دستور زبانی باهم تفاوتی هایی دارند و البته

 همین امر باعث بوجود آمدن این تقسیمات و به ظاهر جدایی ها شده

 و نباید فراموش کرد که کردها اختلاف واژگانی فراوانی باهم

 ندارند یعنی بطور قاطع می توان گفت این اختلاف در واژه به کمتر از

 ۵% می رسد و تفاوتی را که دیگران در خارج از این حوزه می بینند

ناشی از اختلاف فونوتیک در ادای واژه هاست ولاغیر .

باید اشاره داشت کرمانجها با وجود اینکه در کل یک جمعیت و یک

گویش به حساب می آیند اما در داخل این جمعیت دارای دسته های

 ایلی، لهجه ها و زیر لهجه های متعددی از جمله : جزیری، باتمانی،

بوتانی، بهدینانی، شمزینانی، بایزیدی، و ... هستند که با وجود

 تفاوت های آشکار و نهان که در بعضی موارد بسیار آنها را از هم

دور می سازد اما در نهایت یکی محسوب می شوند و به راحتی قادر به

ارتباط برقرار کردن با یکدیگرند . همچنین این اتفاق در مورد کلهرها،

هورامها و لورها نیز صادق است . اما شدت و ضعف آنها بسیار متفاوت

 می باشد .مثلا در کلهری لهجه ها و زیر لهجه هایی وجود دارد که

 تفاوت در آنها تنها بر سر طرز تلفظ واژگانی است؛ برای مثال :

 در منطقه کلیایی به اول افعال اَ ((ئه)) اضافه می شود مانند

 "خوه م" = "ئه خوه م" و به همین ترتیب؛ همچنین در لهجه فیلی یا

 ایلامی از گویش کلهری ، ((د)) به اول افعال اضافه می شود مانند :

"بوو" = "دوو" که هر دو یک معنی را می دهند . اما در هورامی این

 اختلاف کمی پر رنگ تر می شود به گونه ای که اختلاف ها از

 سطح طرز تلفظ یا پسوند و پیشوند افعال به سطح اختلاف در واژه

 می رود . که گاهی باعث سختی برقراری ارتباط بین این دو لهجه

در یک گویش می شود . اما همه آنها خود را هورام، زبان خود را

کردی و گویششان را هورامی می دانند .

این اختلاف در لوری هم بسیار مشهود است مثلا ما می دانیم که

لورها از لرستان تا کهکیلویه و بویراجمد و حتی پائین تر به عنوان لر

 خوانده می شوند؛ هرچند سازمان ایلی آنها و همچنین تفاوتهای

گفتاری در آنها بسیار زیاد است . مثلا بختیاری ها برای خود

دارای یک سازمان ایلی مجزا و تفاوت های آشکار زبانی با لورهای

 لرستان دارند . اما تمامی این جمعیت لر خوانده می شوند و گویششان

 لری .

 منطقی ترین تقسیم بندی

با این توضیحات می توان گفت : منطقی ترین تقسیم بندی آن است که

 همه جوانب یک دسته را مورد توجه قرار داد از جمله سازمان ایلی،

اشتراک گویش و همچنین جغرافیای پیوسته .

البته باید اشاره داشت دو گویش دیگر در کردی وجود دارد که در

کتاب های قدیمی هیچ اشاره ای به آنها نشده و صرفا اگر اشاره ای هم

 بوده به این صورت است که آنها را جزء یکی از این چهار گویش

محسوب کرده اند وهیچگاه به عنوان یک گویش مستقل معرفی نشده اند.

 این دو گویش "سورانی" و "لکی" می باشند، مثلا سوران ها را

همیشه جزیی از کرمانج و لکها را گاهی جزیی از کلهر ها و گاهی

 جزیی از لرها دانسته و گاهی آن را آمیخته ای از کلهری و لوری

خوانده اند .

باید در این مورد گفت هم لک ها و هم سوران ها در حال حاضر

 دارای خصوصیتهایی هستند که برای دیگر گویش ها نیز اشاره شد و

 بدون شک برای آنها نیز صادق می باشد . برای مثال خود سورانها از

 سازمانهای ایلی و لهجه های متفاوتی از جمله : سوران، مکریان، بابان،

اردلان و جاف تشکیل یافته اند . لک ها نیز دارای این خصیصه

 هستند مثلا عثمانوندها، جلالوندها، بیژنوندها، کولی وندها و ... که با

 وجود دارا بودن اختلافات در تقسیم بندی ایلی و همچنین شیوه گفتار،

یک ساختار شناخته می شوند . یکی از این تفاوت ها مثلا در

 این واژه : "گِستم" = "هِستم" که هردو به معنی "خواستم" است .

اما آنها نیز در کل یک لهجه و یک ایل شناخته می شوند .

 صحیح ترین تقسیم بندی

بر این اساس اگر بخوهیم گویش های کردی را بطور صحیح و براساس

 معیارهایی که در بالا به آنها اشاره شد تقسیم کنیم به شش دسته بر

می خوریم که عبارتند از :

  • ۱- کرمانجی
  • ۲-کلهری
  • ۳- زازا- گوران ( هورامی )
  • ۴- لری
  • ۵- سورانی
  • ۶- لکی


باید افزود هرکدام از این گویشها خود دارای لهجه ها و زیر لهجه های

متعدد است که در زیر اجمالا به برخی ازآنها در هر دسته اشاره و

جغرافیای آن را خواهیم شناخت .

 

گویش کرمانجی :

شامل لهجه هایی چون : جزیری، بهدینانی (بادینانی )، شمزینانی، بوتانی

 و ... که جغرافیای آنها تمامی مناطق کرد نشین کشور ترکیه

( شمال کردستان )، بخشی از مناطق شمالی حریم کردستان

 ( جنوب کردستان )، قسمت های شمالی کردستان ایران ( شرق

 کردستان )، مناطق کردنشین ارمنستان، کردستان سوریه ( غرب

کردستان )، کردهای خراسان و بسیاری دیگر از مناطق و کشورهای

 شوروی سابق که کردها در ان حضور دارند را شامل می شود .

گویش کلهری:

شامل لهجه های : گروسی، کلیایی، فیلی، زنگنه، گورانی، قصری و ...

 است که جغرافیایش در کردستان ایران ( شرق کردستان ) شامل

 استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و بخشی از همدان و در حریم

 کردستان ( جنوب کردستان ) در شهرهای چون : خانقین، مندلی،

 زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن می باشد.

 

گویش زازا-گوران( هورامی ):

شامل دو بخش زازاکی و هورامی است که از نظر جغرافیایی بسیار از

 هم دورند اما از نقطه نظر زبانی بسیار به هم نزدیکند و این نزدیکی

 شامل دستور زبان، دایره واژگان، طرز تلفظ واژگان و غیره اگرچه

 از نظر سازمان ایلی و جغرافیا هیچ پیوستگی باهم ندارند . منطقه

 جغرافیایی هورامی شامل مناطقی در استانهای کرمانشاه و

کردستان در کردستان ایران و قسمتهایی از استان سلیمانیه در کردستان

 عراق می باشد . منطقه جغرافیایی زازاکی نیز در درسیم و بخشهایی از

 الازیغ، ارزنجان و دیاربکر می باشد .

گویش لوری:

شامل لهجه هایی چون : خورماوه ای، چگنی، بختیاری، ممسنی و ...

 که جغرافیای آن در کردستان ایران ( شرق کردستان ) استانهای

 لرستان، کلهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، بخشهایی از

 استانهای اصفهان، فارس، خوزستان، مرکزی، همدان و ایلام را

 شامل می شود .

 

گویش سورانی:

شامل لهجه های : مکری، بابانی، سورانی، اردلانی و جافی است . و

 جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان

 عراق ( جنوب کردستان ) در استانهای اربیل، سلیمانیه، کرکوک، و

 شهرهای اطراف آنها و در کردستان ایران (شرق کردستان ) در

 استانهای آذربایجان غربی و کردستان به مرکزیت سنندج می باشد .

گویش لکی:

شامل لهجه های چون : عثمانوند، جلالوند، چغلوندی، کاکاوندی و ..

جغرافیای آن در کردستان ایران (شرق کردستان)، هرسین در استان

 کرمانشاه و مناطق و روستاهای اطراف آن، نورآباد، الشتر، کوهدشت و

دلفان در استان لرستان، برخی مناطق استان ایلام را شامل می شود .

 باید اشاره داشت در برخی مناطق چون کوهدشت جمعیتهای لک و لور

 با هم در این جغرافیا زندگی می کنند .

 

منابع

1.      کردها نوادگان مادها ولادیمیر مینورسکی،

{ جلال جلالی زاده، جاماسب کردستانی (مترجمان)}، نشر ژیار ، 1382

2.      کردها نوادگان مادها ولادیمیر مینورسکی،{ جلال جلالی زاده، جاماسب

 کردستانی (مترجمان)}، نشر ژیار ، 1382

3.      http://en.wikipedia.org/wiki/Kurdish_language